گفت : من صلاح قوم خود ، و آسانىء « 1 » ايشان مىخواستم ، و اللّه أعلم .
بعد از آن هارون الرّشيد ، حسن بن تحتاخ طالقانى را با حمزه ضمّ « 2 » كرد ، بر خراج و مساحت . و اين معنى اتّفاق افتاد در سنهء تسع و ثمانين و مائه « 3 » هجريّه ، و موافقه « 4 » با سنهء أربع و خمسين « 5 » از هالك « 6 » شدن يزدجرد « 7 » . و اين تواريخ خاصّه بقم مستعمله « 8 » بوده است ، و حساب ديوان و آجال « 9 » ايشان بذان بوده است در معاملات ، مثل بيع و شرى « 10 » ، و غير آن از عقود معاملات . و در ديكر شهرها اين تواريخ « 11 » را رعايت نكردهاند .
پس حمزه بقم معاودت نمود با عامل ، و مجموع ضياع را مساحت كرد ، و خراج آن
هامش
( 1 ) . رفاه .
( 2 ) . همراه و همكار .
( 3 ) . سال 189 هجرى .
( 4 ) . در چاپى و برخى از نسخهها : موافق .
( 5 ) . سال 154 هجرى .
( 6 ) . در نسخهء چاپى : هلاك .
( 7 ) . يزدگرد سوم از پادشاهان دوره أخير ساسانى ( پادشاهى از سال 652 - 632 ميلادى ) ، سال يزدگردى يكى از گاهشماريهاى دينى زرتشتى مىباشد كه به موجب آن انجام فرائض دينى در هر روز ويژه از ماه و سال ، 365 روز درست گرفته مىشود ، و به همين جهت فصول و اعياد در بطن فصول ، به موجب اين سال سيار مىباشد ، مأخذ و مبدأ اين سال از 651 يا 652 مسيحى - سال مرگ يزدگرد سوم - محسوب مىشود . اين گاهشمارى پس از تشرف ايرانيان به اسلام منسوخ گرديد ، و به جاى آن سال هجرى قمرى متداول گرديد . ( نگاه كنيد به : گاهشمارى و جشنهاى ايران باستان : ص 85 ) .
( 8 ) . در نسخهء چاپى : مستعمل .
( 9 ) . سررسيد پرداخت تعهدات مالى .
( 10 ) . شرى : يعنى خريد .
( 11 ) . جمع تاريخ ، و مقصود از استعمال صيغه جمع ، اشاره به عدم استعمال تقويمهاى زرتشتى ( اعم از تقويم يزدگردى و جز آن از گاهشماريهاى ساسانى ) ، و بسندهكردن به تقويم هجرى است .