بغدادست - حكم فرمود و اشارت كرد بستدن « 1 » بقايآىء پنجاه و يكسال كذشته . و أبا صالح « 2 » يحيى بن عبد الرحمن كاتب را والىء ديوان خراج كردانيد ، و بقايا بر تمامىء ممالك خود حوالت فرمود .
و همچنين ، عبد اللّه بن هيثم بن بسّام « 3 » راوندى « 4 » را أمر كرد در طلبكردن اموال ، و استخراجكردن .
پس خلقى عظيم بذين سبب تلف و هلاك شدند ، از مسلمانان و عمّال « 5 » و كتّاب ، و مردم را ازين رهكذر داهيهء « 6 » و مصيبتى عظيم برسيد ، تا غايت كه رشيد مجموع عمّال و كتّاب و حكّام را خائن كردانيد ، و بسيارى را بكشت ، و به خود مباشر طلب بقايا و كسور كشت ، تا غايت كه قوتهآىء « 7 » ايشان و سآئر اطعمه « 8 » بفروخت ، و اسبان و ديكر جهارپايان بريد « 9 » ، - كه آن را به زبان اهل قم اسبان يام « 10 » كويند - به عوض مال ايشان بستد . و تا غايت
هامش
اين رو براى يادآورى برخى از اين رقهها ( جز رقّه مشهور ) بايد به قيد و پسوند آن اشاره نمود ، يكى از اين موارد رقه دار السلام بغداد مىباشد كه به گفته « معجم البلدان » در سمت مغرب رودخانه دجله در بغداد و در نقطة مقابل منطقه تاج ( كه در بخش شمال شرقى دجله قرار دارد ) باغ بزرگى بوده است كه در آن يكى از كاخهاى بنى العباس قرار داشته ، كه ياقوت از آن با ( و هو عظيم جدا جليل القدر ) ياد مىكند .
( 1 ) . در نسخه چاپى : به رسيدن .
( 2 ) . در نسخة اصل و چاپى : ( أبا صلح ) ضبط شده ، كه بر طبق رسم الخط عربى كهن است .
( 3 ) . در نسخه چاپى : نسّام .
( 4 ) . در اصل : روندى .
( 5 ) . مأمورين جمعآورى خراج .
( 6 ) . مصيبت و دردسر و گرفتارى .
( 7 ) . جمع قوت : خوراك و ما يحتاج زندگى .
( 8 ) . جمع طعام : خوراك .
( 9 ) . بريد : پست ، چهارپايان بريد اسبانى را گويند كه به كار كشيدن گاريهاى پستى و نقل و انتقال مسافر در كاروانسراها و شهرها مشغول بودند .
( 10 ) . در برهان قاطع آمده است : يام اسبى را گويند كه در هر منزلى بگذارند تا قاصدى كه بسرعت