چو بر ما وزد بادهاى شمال
بخوانيم و گوئيم از جان وليد !
كه او رادمردى كريم و سخى است
فرستاده اشتر به خان لبيد
شترهاى معظم كه گويى بر آن
نشسته فرازش به كوهان عبيد
خدايت جزايت به نيكى دهد
كه پختيم و كرديم در آن تريد
كرامت چنين است اى ذو كرم
بمانده است در كام جانان مزيد
لبيد گفت : اى دخترم ! نيكو سرودى جز آنكه در اين اشعار مسألت و گدايى كردى ، گفت : مسألت و گدايى از پادشاهان خجالت ندارد ، گفت : اى دخترم تو از ديگران شاعرترى ! و ذو الاصبح عدوانىّ سيصد سال زيست .
و جعفر بن قبط سيصد سال زندگانى كرد .
و به درك اسلام نايل آمد .
و عامر بن ظرب عدوانىّ سيصد سال زندگانى كرد .
و محصن بن عتبان دويست و پنجاه سال زندگانى كرد و در اين باره چنين