تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
و چون به نود سالگى رسيد چنين سرود :
نود ساله ديگر عناندار نيست به بزم رقيبان ورا بار نيست فلك تير مىافكند بىامان به مردان عارى ز تير و كمان اگر تير افلاك مرئى بدى مرا تير نيكو و مرضى بدى
و در يك صد و ده سالگى سرود :
صد و ده اگر عمر يا بى خوش است فزونش تو گويى كه مردمكش است
و در يك صد و بيست سالگى سرود :
به پيش از تباهى بسى زيستم چه مىشد كه جاويد مىزيستم
و در يك صد و چهل سالگى سرود :
دگر گشته‌ام از حياتم ملول چه گويم به اين مردمان سئول ؟ زمان غالب آيد به مردان مرد طويل است بر روزگاران امد شب و روز مىآيد و مىرود خلايق به دنبال خود مىبرد