نه از ايشان ندايى در جهان است
نه بر آنان رسد پاسخ زمانى
گذشتند از پس راهى كه رفتند
مرا باشد از آن ياران نشانى
درازى يافت عمرم بعد آنها
به دل مىسوزم از داغ نهانى
بدل كردم بجاى مرگ اميد
همين باشد نشان از جاودانى
و رداءة بن كعب نخعى ( 1 ) سيصد سال زندگانى كرد و چنين سرود :
ز همزادان من حقّا كه ديّارى دگر نيست
عزيزانم همه رفتند و دلدارى دگر نيست
از اين پس در ميان زندگان نامم نباشد
خريدار چنين عمرى به بازارى دگر نيست
و عدىّ بن حاتم طائى صد و بيست سال زندگانى كرد .
و اماباة بن قيس كندى يك صد و شصت سال زندگانى كرد .
و عميرة بن هاجر يك صد و هفتاد سال و يا چنان كه خود گويد دويست و ده سال زندگانى كرد و چنين سرود :
هامش
( 1 ) - في بعض النسخ « رداد بن كعب » . و أورده ابو حاتم السجستاني في « المعمّرون » بعنوان جعفر بن قرط بن - كعب بن قيس بن سعد و ذكر له شعرا ، و لعلَّه كعب بن رداة النخعيّ كما ذكره ابن الكلبي على قول السّجستاني .