آنقدر عمر كردهام كه شدم
از نواى حيات خويش ملول
نه فقط خود ز خويش دلتنگم
همه خويشان ز خويش خويش ملول
چارده سال از دو صد بگذشت
بعد از آن گشتهام ز خويش ملول
دشمنى كرد روز و شب با من
دشمنم مىكند ز خويش ملول
عاجز و ناتوان شدم اكنون
زين سبب گشتهام ز خويش ملول
و ابو زبيد كه نامش بدر بن حرملهء طائىّ بود و در آئين نصرانيّت دويست و پنجاه سال زيست .
و نصر بن دهمان يك صد و نود سال زندگانى كرد و دندانهايش ريخت و خردش زايل و موى سرش سپيد گرديد آنگاه امر مهمّى براى قومش پيش آمد كه نيازمند رأى او شدند و از خداى تعالى خواستند كه خرد و جوانيش را به وى باز گرداند و عقل و جوانيش به وى بازگرديد و موى سرش سياه شد .
و سلمة بن خرشب انمارى در بارهء وى چنين سرود :