عاملند ، و ايشان ادا مىكنند فرضهاى الهى را چنان كه بايد و چون حق سبحانه و تعالى رتبه امامت را به ايشان كرامت فرمود چنان واضح گردانيد كه بر هيچ كس مخفى نماند و اينها همه اشاراتست به آن كه حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله ظاهر گردانيد امامت آن حضرت و امامت اولاد معصومين آن حضرت را در روز غدير و غير آن ، و خلق را نگذاشت در ضلالت جهالت بلكه حق را ظاهر گردانيد .
و ايشان را عقل و هوش داد و به مقتضاى آن عقول بر ايشان تكليف كرده است و حواس ظاهر و باطن داده است كه هر روز معجزات ظاهره باهره به چشم خود بينند و به گوش خود شنوند علوم و حقايق را و به عقول خود تفكر نمايند كه حق باكى است بلكه به ايشان نموده است دلايل وجود و علم و قدرت و اراده خود را كه چون خداوند خود را بشناسد بدانند كه حق سبحانه و تعالى حكيم است و عبث نمىكند و غرض از ايجاد عالم و عالميان عبادت و طاعتست و بندگى را همه كس نمىداند كه بچه مىبايد كرد پس ناچار است از بعث انبياء و اوصيا كه معصوم باشند و آن منحصر است در ايشان با آن كه معجزات باهره مىديدند تا آن كه اگر كسى هلاك شود و مستحق جهنم شود بعد از ظهور حق باشد ، و اگر حيات ابدى يابند از بيّنه و برهان باشد نه على العمياء چنان كه طريقه گمراهانست و به درستى كه حق سبحانه و تعالى شنوا و داناست و حاضر و مطلع است .
و چون حضرت آيات قرآنى را ذكر كردند از جهة اظهار حق شروع فرمودند به تصريح مطلب كه اگر چه روز غدير دليل است بر امامت و حق سبحانه و تعالى چنان كرده است كه هر احدى كه در اقصا بلاد عالم است شنيده
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٣٣