نيست خداوندى به غير او و اوست پادشاه جبار بزرگوار مقرون ساخت اعتراف به نبوت آن حضرت را با اعتراف به خداوندى خود و مخصوص گردانيد آن حضرت را به اكرام و تعظيمى كه هيچ كس به او نمىتواند رسيد از جميع خلايق و آن حضرتست كه سزاوار است اين رتبه عظيمه را به سبب آن كه فانى فى الله شده باقى با لله شده بود ، و خود را مختص بندگى و عبوديت و محبت خداوند خود كرده بود يا حق سبحانه و تعالى او را مخصوص و حبيب و خليل خود گردانيده بود چون او مخصوص نمىگرداند به خود كسى را كه احتمال تغيير داشته باشد ، و دوستى نمىكند با كسى كه ملحق شود او را تهمت كه اگر بر خلاف رضاى محبوب كارى كند متهم خواهد بود در دعوى خلت و محبت بنا بر اين ، آن حضرت را اين رتبه عظمى كرامت فرمود كه در ايمان و اسلام و اذان و تشهد بلكه مطلقا مذكور نسازند خداوند خود را تا آن حضرت را با حق سبحانه و تعالى مقرون نگردانند و هيچ پيغمبرى را اين رتبه كرامت نفرمود و امر فرمود كه صلوات فرستند بر او هر مرتبه كه اسم آن حضرت مذكور شود از جهة زيادتى تكريم و تعظيم آن حضرت و از جهة آن كه بندگان را راهى بهم رسد در اجابت دعوات ايشان چون بحسب متعارف اگر كسى كارى به محمود [ به محبوب ظ ] دارد در مدح و تكريم اياز مىكوشد تا به زودى كار او ساخته شود .
و احاديث صحيحه متكثره وارد شده است كه هر دعايى محجوب است از اجابت و بالا نمىبرند تا مقرون نباشد به صلوات بر محمد و آل او پس هميشه صلوات و تكريم و تشريف و تعظيم حق سبحانه و تعالى بر او در زيادتى باد به زيادتى كه انتها و آخر شدن نداشته باشد و ابد الآباد از او منقطع نگردد و چنان كه حق سبحانه و تعالى رتبه آن حضرت را با علا مراتب ممكنه رسانيد
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٢٣١