تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
جمعى كه عشر مىگيرند متابعت فرنگ مىكنند كه هر گاه فرنگ مسلط باشد و گيرد بطريق اولى مىبايد كه راضى باشند كه به مسلمانان بدهند و چون زكات تجارت واجب نيست سهل است اگر ديگر ندهند و الله تعالى يعلم . ( و روى السّكونيّ عن جعفر بن محمّد عن آبائه عن علىّ صلوات الله عليهم قال ما اخذ منك العاشر فطرحه فى كوزه فهو من زكاتك و ما لم يطرح فى الكوز فلا تحسبه من زكواتك ) ( 1 ) و در موثق از سكونى منقولست كه حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه فرمودند كه هر چه را عشار از تو مىگيرد از جهة زكات تجارت يا از قيمت اجناس اربعه و در كوزه اش اندازد آن از زكات تو محسوبست و هر چه را در كوزه نيندازد آن را از زكات خود حساب مكن ممكن است كه اين حكم مخصوص زمان آن حضرت بوده باشد كه عمال را ابو بكر يا عمر تعيين كرده باشند و حضرت نتوانستند كه اينها را عزل نمايند چنان كه خواهد آمد در قضاى شريح و مقرر ساخته باشند كه هر چه آن عمال گيرند از زكات تجارات يا قيمت اجناس در كوزه اندازند و جمعى ناظر ايشان باشند پس آن چه در كوزه مىانداخته باشند آن حضرت آن را به مستحقين رسانند و هر چه در كوزه نيندازند جرم نداشته باشند كه به تصرف آن حضرت دهند بنا بر اين مقرر ساخته باشند كه چون ايشان دهند مىبايد كه در حضور شما به كوزه اندازند و الله تعالى يعلم .
( و روى سماعة عن ابى بصير عن ابى عبد الله صلوات الله عليه قال قلت له الرّجل يخلَّف لأهله نفقة ثلاثة آلاف درهم نفقة سنتين [ سنين - خ ] عليه زكات قال إن كان شاهدا فعليه زكات و ان كان غائبا فليس فيها شىء ) ( 2 ) و منقولست در موثق از ابو بصير كه گفت عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات الله كه اگر شخصى از جهة خانه خود سه هزار درهم بگذارد از جهة نفقه دو سال ايشان يا نفقه چند سال آيا بران زكات هست