تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
كنند پس اگر خواهى بيرون رو و اگر خواهى به قصد سنّت بكن پس محتمل است كه مراد اعاده با عادل باشد يا با سنّى يا اعم و اين اظهر است . و كالصحيح از اسحاق بن عمّار منقول است كه گفت عرض نمودم به آن حضرت صلوات الله عليه كه نماز كردم و اقامه نماز مىگويند در مسجد حضرت فرمودند كه به نيت قضا به جا آورد . و در موثق از عمار منقولست كه گفت از آن حضرت صلوات الله عليه سؤال كردم كه شخصى نماز واجب مىكند و مىبيند كه جمعى نماز به جماعت مىكنند آيا جايز است كه اعاده كند نماز را با ايشان به جماعت بانكه آن را مخفّفا تمام كند و ملحق شود به ايشان حضرت فرمودند كه بلى عرض نمودم كه اگر نكند فرمودند كه باكى نيست و احتمال قطع و نقل نيّت به نافله نيز دارد چنان كه گذشت . ( وقد روى انّه يحسب له افضلهما و اتمّهما ) و در روايتى وارد شده است كه محسوب مىشود از جهة او آن چه افضل هر دو باشد و تمامتر باشد و ظاهرا روايتى است كه كلينى كالصحيح از ابو بصير روايت كرده است كه عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه نماز مىكنم و داخل مسجد مىشوم و نماز بر پا مىشود و حضرت فرمودند كه نماز كن با ايشان حق سبحانه و تعالى اختيار مىكند هر نمازى را كه محبوبتر است نزد او ممكن است كه سابقا به جماعت كرده باشد و از دو جماعت كه هر كدام كه محبوبتر باشد قبول شود ، يا آن كه اوّل را با حضور قلب و نيت خالص طولانى بفعل آورده باشد و در جماعت چنان نباشد كه در اين صورت ممكن است كه منفرد احبّ باشد ، يا آن كه احبّ آن نمازيست كه به جماعت واقع مىشود و ابهام از آن جهت است كه بىاعتنا نشود به نماز منفرد خصوصا در بلاد عامه و ممكن است كه ثانى با جماعت