آن كه شرط است در مؤذّن كه مؤمن باشد و احاديث بسيار بر اين مضمون وارد شده است و بعضى گذشت .
( « و قال له رجل اصلَّى فى اهلى ثمّ اخرج إلى المسجد فيقدّموننى فقال تقدّم لا عليك و صلّ بهم » )
و منقول است كه شخصى به خدمت حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه عرض نمود كه من در خانه خود نماز مىكنم و به مسجد سنّيان مىروم يا اعم و مرا مقدّم مىدارند حضرت فرمودند كه باكى نيست پيش نمازى ايشان بكن اگر سنّى باشند از روى تقيه اعاده مستحب است ، و بسا باشد كه واجب باشد ، و اگر شيعه باشند اعاده مستحب مؤكَّد است .
و منقول است در صحيح از يعقوب بن يقطين كه عرض نمودم به خدمت حضرت امام موسى كاظم صلوات الله عليه كه فداى تو گردم بسيار است كه در سفرم با مخالفان و وقت ظهر مىشود و تا ايشان به زير نيايند ما نمىتوانيم به زير آييم از چهارپا ، ايشان نماز ظهر مىكنند و ما نيز مىكنيم ايشان فى الحال روانه مىشوند ما بر مىخيزيم و نماز عصر مىكنيم و چنين اظهار مىكنيم كه نافله مىكنيم چون ايشان نماز عصر را دير مىكنند پس از جهة نماز عصر به زير مىآيند و مرا پيش مىدارند كه امامت كنم چه كنم حضرت فرمودند كه امامت ايشان بكن كه هر گز حق سبحانه و تعالى ايشان را رحمت نكند ، بمنزله لعنهم الله است و چون صلّ بهم فرموده بود توهّم مىشد كه مبادا امامت ما نفع كند ايشان را حضرت فرمودند كه نفع نمىكند و بعنوان نفرين اين معنى را ادا فرمودند كه ابلغ باشد .
و در صحيح از محمد بن اسماعيل منقولست كه گفت عريضه به خدمت حضرت امام رضا صلوات الله عليه نوشتم و عرض نمودم كه بسيار است كه حاضر مىشوم در مساجد همسايگان و غير ايشان و مرا پيش مىدارند كه با من
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: محمد تقي المجلسي ( الأول )
ص٤١٤