تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
كشند جايز باشد بىكراهت چنان كه گذشت .
( « و ساله حفص بن سالم اذا قال المؤذّن قد قامت الصّلاة أيقوم النّاس على ارجلهم او يجلسون حتّى يجيء امامهم قال لا بل يقومون على ارجلهم فان جاء امامهم و الَّا فليؤخذ بيد رجل من القوم فيقدّم » ) و به اسانيد صحيحه منقول است از حفص كه گفت سؤال كردم از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه كه هر گاه مؤذن قد قامت الصلاة بگويد آيا مأمومان بر مىخيزند اگر امام ايشان حاضر نباشد يا مىنشينند تا امام ايشان حاضر شود حضرت فرمودند كه بر مىخيزند اگر امام ايشان آمد امامت مىكند و اگر اندك توقفى كردند و او نيامد دست يكى از مامومين را مىگيرند و مقدم مىدارند و به او اقتدا مىكنند و از اين حديث ظاهر مىشود كه مىبايد در وقت اقامه مامومان نشسته باشند و مؤذن ايستاده باشد و وقت ايستادن ايشان وقتى است كه قد قامت الصّلاة گفته شود نه وقت شروع در اقامه يا اتمام اقامه چنان كه بعضى قايل شده‌اند به آن ، ديگر آن كه سخن نگويند بعد از اقامت اگر چه در تقديم امام باشد و اگر چه جايز است كلام امام تركش اولى است ، ديگر هر گاه امام را تب دير كند حق مامومين مقدم است و ديگرى را مقدم مىدارند ، و ظاهر مىشود كه تشيّع و نماز جماعت كردن كافى باشد در امامت و عدالت در كار نباشد اگر چه حمل مىتوان كرد بر آن كه مقدم دارند كسى را كه اهليت امامت داشته باشد و ليكن خلاف ظاهر است .
( « و روى زرارة عن ابى جعفر صلوات الله عليه انّه قال اذا اقيمت الصّلاة حرم الكلام على الامام و اهل المسجد الَّا فى تقديم امام » ) و به اسانيد صحيحه منقول است كه حضرت امام محمد باقر صلوات الله عليه فرمودند كه هر گاه بر پا شود نماز به گفتن قد قامت الصلاة چنان كه الحال