تخطي إلى المحتوى الرئيسي

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
فى ان يغسّل غسل المؤمن و تخفى الجريدة عنهم ) و هر گاه حاضر شوند در حالت غسل ميت جمعى از مخالفان واجبست كه سعى نمايند در آن كه ميت مؤمن را غسل بنحو مؤمن بدهند و جريده را از ايشان مخفى كنند چون در غسل شريك دارند شيعيان و اما كل سنيان اعتقاد به جريده ندارند على رغم شيعه اگر چه كتب احاديث ايشان مشحونست از اخبار جريده . و در حديث صحيح وارد شده است از ايوب بن نوح كه احمد ابن قاسم كتابتى نوشت به خدمت حضرت امام على نقى صلوات الله عليه و سؤال كرده بود كه هر گاه مؤمنى بميرد و غاسل خواهد كه او را بشويد و جماعتى از سنيان در آنجا حاضر باشند آيا او را بنحو سنيان غسل بدهد و عمامه نكند و جريدتين را با او نگذارد حضرت نوشتند كه غسل را بنحو شيعيان بدهد هر چند سنيان حاضر باشند و اما جريده را سعى نمايد كه مخفى با او گذارد كه آنها نبينند . و بر مخفى ساختن جريده حديث از حضرت امام جعفر صادق صلوات الله عليه نيز وارد شده است و احاديث وجوب تقيه در هر چيزى شامل آن نيز هست و در غسل نيز اگر خوف باشد تقيه واجبست و الله تعالى يعلم . ( و روى عن يحيى بن عبادة المكَّى انّه قال سمعت سفيان الثّورى يسال ابا جعفر صلوات الله عليه عن التّخضير فقال انّ رجلا من الانصار هلك فاوذن رسول الله صلَّى الله عليه و آله بموته فقال لمن يليه من قرابته خضّروا صاحبكم فما اقلّ المخضّرين يوم القيمة قال و ما التّخضير فقال جريدة خضراء توضع من اصل اليدين « 1 » إلى التّرقوة ) و بسند موثق و قوى از يحيى بن عباده منقول است و كتاب او معتمد اصحابست
هامش
« 1 » الثديين . خ .