مولى جواد العارفين * آن چشمهء حقّ اليقين
گنجينه گوهر تقى * سلطان بحر و برّ تقى
اسماء را مظهر تقى * فرزند پيغمبر تقى
آن درّ سيمين بر تقى * آيينه مظهر تقى
افلاك را محور تقى * طاهر تقى اطهر تقى
در هر كجا مأواى او * امكان ز خاك پاى او
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حق اليقين
از عرصهء ملك ولا * بر خلق آمد اين ندا
حجّت به جمله ما سوا * مقصود و محبوب خدا
مولود آل طاوها * باشد وصىّ لا فتى
علمش بود بىانتها * دارد نشان از مصطفى
سر تا به پا آئينه است * آيينهاى از آن مه است
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حقّ اليقين
بسته پر مرغ روان * دارد مكان در جسم و جان
در قاف كاف كهكشان * در صد هزاران آسمان
طاووس عليّين بود * او معنى ياسين بود
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حقّ اليقين
شمع هدايت اين بود * روح ولايت اين بود
آخر نهايت اين بود * مصباح و آيت اين بود
كنه درايت اين بود * ز اوّل بدايت اين بود
بحر عنايت اين بود * دار شفايت اين بود
درياى فيض خالق او * از امر سبحان ، رازق او
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حقّ اليقين
در مكتب عرفان او * شاگرد او لقمان او
رمزى است در قرآن او * سرّى است در اديان او
از عهد و از پيمان او * راضى بود سبحان او
بر سفرهء احسان او * عالم همه مهمان او
از بهر دين معنى بود * چون زهرهء زهرا بود
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حقّ اليقين
در مولدش اعجاز كرد * درياى رحمت باز كرد
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي ) — صفحة 173
مساهمون: پرويز لولاور
ص١٧٣