دست فلك الافلاك بر دامن جود او * انسان كه شده خلقت ، از يمن وجود او
خواهى كه علوم آرى در دست ، درود او * گويم خبر « لولاك » ، البته شهود او
قرآن به گواهى گفت : مشكوة ، در او مصباح * سلطان همه اجسام ، مولاى همه ارواح
تا چند پى اغيار ، گردى تو در اين صحرا * در كنه وجود تست آن وجه هو الاعلى
طوطىّ روان تو ، از منطق او گويا * اين عالم خلقت هست يك قطره از آن دريا
كى مىشود اى قطره ، يك لحظه به خود آيى ؟ * در ظلّ لواى حق ، يك چند بياسايى ؟
يا جواد الائمه
بحر جود و احسان * در جهان جواد است
صاحب لوا و * حكم عدل و داد است
كز حريم جاء الحق * هست والى مطلق
يا كريم يا ربّ * جان به جسم عالم
نوح كشتى جان * مظهر جلال است
دستگير امكان * سدرهء قوانين است
او مروّج دين است * يا كريم يا ربّ
شد شهيد از كين * از جفا و نيرنگ
پيشواى آئين * شد ز غصّه دلتنگ
در مصائب آن شاه * يا كريم يا رب
يا كريم يا رب * كام خشك و عطشان
همچو جدّ اطهر * دل شكسته ، محزون
زادهء پيمبر * آن كه قلب او خسته
در به روى او بسته * يا كريم يا ربّ
چون حسين جسمش * بوده وا مصيبت
با اشاره گويم * تا صف قيامت
ما سوا عزادارند * خون ز ديده مىبارند
يا كريم يا ربّ * بوستان عمرش
فصل گل خزان شد * بلبل روانش
از نظر نهان شد * او چراغ محفل بود
نور كعبهء دل بود * يا كريم يا ربّ
هر كجا ببينم * ذكر يا جواد است
بر دل عزيزان * داغ غم نهاده است
ذكر يا حسين گويم * تا جواد را جويم
يا كريم يا ربّ