چون عزيز زهرا * بىكفن نبودى
پيكرش مشوّش * در محن نبودى
آن كه جان امكان بود * تا سه روز عريان بود
يا كريم يا ربّ * از مصيبت او
بحر ديده در جوش * قطره زين مصائب
رفته از سرم هوش * تا به حشر گريانم
مضطرب ، پريشانم * يا كريم يا ربّ
چشمهء حق اليقين
در نه سپهر دلبرى * در چرخ قوس محورى
آن نور شمس داورى * از بهر ذرّهپرورى
هر سمت و هر سو بنگرى * اندر ثريّا و ثرى
جنّ و ملك ، حور و پرى * با پرچم پيغمبرى
آن حجّت كبرى بود * آن مظهر اسما بود
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حق اليقين
در فهم نآيد ذات او * ذاتش بود مرآت او
از نفى و از اثبات او * روح است از نفحات او
در عالم ذرّات او * در مصحف آيات او
از كوثر و جنّات او * عطر گل مشكوة او
گفتم : كه باشد اين وجود ؟ * گفتا وجودش بحر جود
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حق اليقين
اين مرغ در پرواز كيست * در خيمهگاه راز كيست
فياض چارهساز كيست * با عالمى دمساز كيست
آن كس كند آغاز كيست * آن محرم هر راز كيست
از در ، درآيد باز كيست * اين صاحب اعجاز كيست
فياض فيض سرمدست * آن قاف قدرت را به دست
مولى جواد العارفين * آن چشمهء حقّ اليقين
آمد ندايى از حرم * از آن حريم محترم
قرعه به فال خود زدم * بهتر بد از سيم و زرم
پرّ هماى دلبرم * سايه فكنده بر سرم
هم در حيات و در ممات * مشكل گشاى كائنات