حجّت حق ، قدم به عالم زد * آن كه دين را بود بزرگ دليل
بحر فيّاض سرمدى است جواد * گل باغ محمّدى است جواد
خالق ما به يمن اين مولود * كو بود والى ولىّ ودود
باب رحمت ، در سخا و كرم * از طفيلش به روى خلق گشود
خسرو طوس ، شاد و خندان شد * طالع بخت ما شده مسعود
از پس پردهء شهود و غيب * آفتاب جمال چهره نمود
دستى از آستين برون آمد * منزل وحى اين ترانه سرود
كه در آيينهء الهيّت * شد عيان عكس احمد محمود
هاتف اين مژده را به عالم داد * روز عيد است و لحظهء موعود
از سويداى ديدهء دل بين * كه هويدا است شاهد و مشهود
تيره غم ز چهر عالم رفت * شادى آمد دوباره چهره گشود
بحر فيّاض سرمدى است جواد * گل باغ محمّدى است جواد
مرغ دل ، مدح غنچهء گل گفت * وصف گل با زبان بلبل گفت
طوطى هند ، با شكر خنده * از گلستان و باغ و سنبل گفت
آفرين آفرين از اين گفتار * آنچه آن حبهء قرنفل گفت
از حديث كسا دليل آورد * سرّ اين نكته با تسلسل گفت
اين جهان ، صورت است يا سيرت * وصف را حقّ ، به سورهء قل گفت
چهارده شمس و مظهر يك نور * نامشان بايد با تعقّل گفت
مظهر جود حقّ جواد بود * مطلع شمس با تعادل گفت
وحى نازل شده به امر خدا * بايدم حمد با توكّل گفت
منطق كل شىء گر گوياست * بايد اين ذكر با توسّل گفت
بحر فيّاض سرمدى است جواد * گل باغ محمّدى است جواد
بود مسرور پادشاه نفوس * در حريم جلال كرده جلوس
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: پرويز لولاور
ص١٧٦