در اينجا در دست چپ شخصيت اصلى يك ظرف (
f
/ دوازده ) و در دست راستش يك آبدان (
g
/ دوازده ) ديده مىشود « 1 » . در وسط ساختمان
G
/ پنج ، جلو
O
و
p
/ پنج ، درگاههاى بزرگى وجود دارد . در درگاه
o
/ پنج چندبار پيكركندهء
C
/ دوازده به چشم مىخورد « 2 » و در درگاه
p
/ پنج ، كه قسمتى از آن آسيب ديده است ، پيكركندهء
d
/ دوازده قرار دارد . در اين پيكركنده مردى شيرى را از زمين بلند كرده است و محكم به خودش مىفشرد . اين پيكركنده 5 / 5 پا ارتفاع دارد « 3 » .
با فاصلهء كمى از اينجا ، سوراخ بزرگى در يك سنگ قرار دارد ، كه ظاهرا از ديوار مىگذرد . شايد اين سوراخ مخصوص جريان آب بوده است .
اين ساختمان سه قسمت داشته است و هر قسمت داراى دو اتاق بوده است (
G
/ پنج ) . بلندى ديوارها چهار پا و نه اينچ و كلفتيشان پنج پا و يك اينچ است .
اما از اين ساختمانها ، فقط راهروها و پنجرهها و پنجرههاى كور ، كه از قطعات بزرگى ساخته شدهاند و حمل آنها براى ايرانيهاى بعدى مشكل بوده است ، برجاى مانده است . درگاهها بيشتر از 12 پا ارتفاع دارند و از سنگى يكپارچه تراشيده شدهاند . بعضى از پنجرهها و پنجرههاى كور از سنگ يكپارچه درست شدهاند ، كه شش پا پهنا و هفت پا و نه اينچ بلندى دارند . هرچهار طرف اين بنا
هامش
- است و از اينروى خواجه بوده است . برعكس چون در داخل اتاقها احتياجى به وجود ملازم مخصوص چتر نبوده است ، احتياجى هم نبوده است كه او را از ميان خواجگان انتخاب بكنند . بايد توجه داشت كه ملازم مخصوص حوله و وسايل شاه هم بدون ريش و احتمالا خواجه است . تصادفا پيكركندهء اين ملازم بر جرز جنوبى درگاه غربى ( لوحهء 149 ) خيلى سالم مانده است .
( 1 ) . منظور پيكركندهء ملازمان بر درگاههاى كاخ خشايارشا است . تختجمشيد ، لوحهء 184 .
( 2 ) . نگاه كنيد به پاورقى يك .
( 3 ) . در اينجا شاه با يك دست در حال خفه كردن بچهشيرى است ، كه سرش را برگردانده است و در دست ديگر دشنهاى آمادهء فروكردن در بدن شير دارد . تختجمشيد ، لوحهءA/ 147 .