تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
( حضرت ) ابى جعفر ( جواد ) عليه السّلام با پرسشى فقهى كه وى جوابش را نداند ، چاره‌جويى كند . ( 1 ) چون همه حضور يافتند و ( حضرت ) ابو جعفر ( امام نهم ) عليه السّلام نيز حاضر شد گفتند : اى امير مؤمنان اين قاضى است اگر رخصت فرمايى پرسش كند . مأمون گفت : اى يحيى از ابى جعفر در بارهء مسأله‌اى فقهى بپرس تا بنگرى دانش او در فقه تا چه پايه است . يحيى گفت : اى ابا جعفر ، خدايت نكوحال دارد ، در بارهء كسى كه در حال احرام شكار كرده چه گويى ؟ ( حضرت ) ابو جعفر عليه السّلام فرمود : آيا شكار را در بيرون كشته يا در حرم ، آگاه بوده يا ناآگاه ، به عمد بوده يا به خطا ، ( كشنده ) بنده بوده يا آزاد ، خردسال بوده يا بزرگسال ، نخستين شكار او بوده يا شكار مكرّر او ، پرنده بوده يا جز آن ، از پرندگان كوچك بوده يا بزرگ ، ( كشندهء در احرام ) اصرار بر ادامهء شكار دارد يا پشيمان و توبه‌كار است ، شكار به شب و در آشيانهء آنها بوده يا به روز و آشكارا ، براى حجّ احرام بسته بوده يا براى عمره ؟ يحيى چنان واماند كه درماندگيش بر هيچ يك از حاضران مجلس پوشيده نماند و همگان از پاسخ ( حضرت ) ابو جعفر ( جواد ) عليه السّلام در شگفت شدند . ( 2 ) آنگاه مأمون گفت : اى ابا جعفر ( دخترم را ) خواستگارى كن . ( حضرت ) عليه السّلام فرمود : ( بسيار خوب ) آرى ، اى امير مؤمنان . پس مأمون گفت : سپاس خداى را براى اعتراف به نعمت او ، و خدايى سزاوار پرستش نيست جز خداوند براى بزرگداشت بزرگى او و درود بر محمد و آل او به هنگام نام بردن او . امّا بعد : فرمان خداوند به مردم اين بوده كه آنان را به تميز حلال از حرام بىنيازى دهد و از اين رو ( خداى ) عزّ و جلّ فرمود :
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
- پس بىهمسران خويش و بردگان و كينزكان صالح خود را به همسرى ديگران دهيد ؛ و اگر تهيدست باشند خداوند از بخشش خويش آنان را توانگر مىگرداند ، و خداوند گشايشگر داناست . « 4 » » سپس ، به راستى ، محمد بن على ، امّ الفضل دختر عبد اللَّه را خواستگارى كرده و پانصد درهم به او مهر داده و من او را به همسرى وى دادم . اى ابا جعفر قبول دارى ؟ ( حضرت ) ابو جعفر عليه السّلام فرمود : من اين همسرى را به اين مهر قبول كردم . آنگاه مأمون جشن همسرى بر پا كرد و به مردم از خاص و عام و اشراف و كارمندان به قدر مراتبشان جايزه داد و به هر طبقه به اندازهء شايستگىاش صله بخشيد . ( 3 ) چون مردم پراكنده شدند مأمون ( به حضرت جواد عليه السّلام ) گفت : اى ابا جعفر ، اگر صلاح دانى آنچه بر هر يك از آن دسته‌ها در كشتن شكار واجب است به ما بفرما . ( حضرت ) عليه السّلام فرمود : به راستى ، چون كسى در حال احرام شكارى را در بيرون از حرم بكشد و شكار از پرندگان بزرگ باشد يك گوسفند كفّاره بر اوست ، و اگر در حرم بكشد دو چندان كفاره دارد . اگر جوجه‌اى در بيرون از حرم بكشد برّه‌اى از شير گرفته بر اوست ولى بهاى جوجه بر او نيست زيرا در حرم نبوده
هامش
( 4 ) النور ، 32