تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( رهاورد خرد ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
دريغ مداريد كه بديشان ستم كرده باشيد و با ستمكارى همگون نشويد كه فضل شما باطل گردد . اى بنى اسرائيل ! كارها بر سه گونه‌اند : كارى كه رهيابى آن روشن است ، آن را پىگيريد ، و كارى كه گمراهگريش آشكار است ، از آن دورى جوييد ، و كارى كه ( حق يا ناحق بودنش ) مورد اختلاف است ، پس آن را به خدا برگردانيد . « 5 » ( 1 ) اى مردم ( بر سر راه ) شما نشانه‌هايى ( نهاده‌اند ) پس به نشانه‌هاى خود راه جوييد ، و شما را پايانى ( كمالى ) است به پايان خود برسيد ، به راستى مؤمن ميان دو بيم است : مهلتى را كه گذرانده و نمىداند خداوند با او چه خواهد كرد و زمانى كه باقى مانده و نمىداند خداوند چه تقديرى در آن خواهد راند . بايد بندهء خدا خود توشهء خويش را برگيرد و از دنياى خود براى آخرتش ذخيره كند و از جوانى خويش پيش از پيرى و از زندگى خود پيش از مرگش بهره جويد . سوگند به آنكه جانم به دست اوست ، پس از مرگ گلايه‌اى نيست « 6 » و پس از دنيا سرايى جز بهشت يا دوزخ نباشد .

ياد كرد آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله از دانش و خرد و نادانى

( 2 ) فرمود : دانش آموزيد كه آموختنش كردارى نيك و مذاكره‌اش ستايش گويى و كاوشش جهاد و آموزشش به كسى كه آن را نمىداند صدقه و بخشش آن به شايسته‌اش نزديكى جستن به خداست ، زيرا دانش نشانه‌ياب حلال و حرام است و جويندهء خود را به راههاى بهشت مىكشاند و مونس تنهايى و يار و همنشين در غربت و رهنماى امور نهانى و جنگ افزار در برابر دشمنان و زيور دوستان است . خداوند به دانش اقوامى را بر مىآورد و آنان را در كارهاى نيك پيشوايانى مىسازد كه از ايشان پيروى شود ، به كارهايشان مىنگرند و آثارشان را فرا مىگيرند و فرشتگان شيفتهء دوستدارى ايشان گردند « 1 » ، زيرا دانش مايه زندگى دلها و روشنى ديدگان از نابينايى و نيروى بدنها از سستى و تنبلى است و خداوند دارندهء آن را به مقام دوستان ( حق ) مىرساند و همنشينى با نيكان را در دنيا و آخرت نصيبش مىسازد . ( 3 ) به دانش ، خدا را فرمان برند و بپرستند و به دانش ، خدا را بشناسند و به يگانگى بستايند و هم بدان صلهء رحم كنند و حلال را از حرام باز دانند ، و دانش پيشوايى خرد كند . ( 4 ) خداوند خرد را به نيكبختان دهد و از بدبختان باز دارد . صفت خردمند اين است كه در برابر كسى كه به دو نادانى كرده بردبارى كند و از كسى كه به دو ستم كرده درگذرد و نسبت به فرودست خويش فروتن باشد و بر فرادستش در نيكجويى پيشى گيرد ، و هر گاه خواهد سخن گويد ( نخست )
هامش
( 5 ) شيخ صدوق اين حديث را در معانى الاخبار آورده است . ( 6 ) مراد آن است كه پس از مرگ وسيله‌اى كه موجب رضاى خداوند باشد در اختيار آدمى نيست زيرا زمان كارها گذشته و دفترش بسته شده است ( بنا بر اين نه جاى جبران ما فات است و نه جاى گلايه و بهانه . - م . ) ( 1 ) در پاره‌اى نسخه‌هاى تازه اينجا افزوده شده « يمسحونهم با جنحتهم في صلاتهم - در نيايش خويش به بالهاى خود آنان را بنوازند » .