گواهان در نظر تو بيشتر از ( خود او ) مورد اعتمادند و چنين مىنمايد كه تو « 20 » به بازپسگيرى امانتت از او اعتماد ندارى . سپس به دادن صدقه بر هيچ كس منّت منه زيرا كه آن ( صدقه ) براى خود توست و اگر بر كسى به دادن آن منّتگذارى ايمن مباش كه به روز زار همان كس كه بر او منّت نهادهاى بيفتى ( و خود مستحقّ صدقهگيرى شوى ) زيرا اين دليل است كه تو آن ( صدقه ) را ( پس اندازى ) براى خود نخواستهاى چه اگر آن را براى خود مىخواستى هرگز بر ديگرى منّت نمىنهادى . و لا قوّة الّا باللَّه ( و نيرويى نيست جز به خداوند ) . « 21 » ( 1 ) 13 . امّا حقّ قربانى اين است كه از انجام آن ، خالصانه قصد ( نزديكى ) به خدا و رحمت و پذيرفتن او را داشته باشى و براى جلب نظر ديگر بينندگان نباشد . پس اگر چنين باشى ، سختگير خودنما و ظاهرساز نيستى و به راستى آهنگ ( نزديكى ) به خدا را دارى . و بدان كه خدا را بدان چه آسان و ميسّر است بخواهند ( و رضايش را بجويند ) و بدان چه دشوار است نخواهند همچنان كه خداوند هم از آفريدگان خود ( انجام تكليف ) آسان را خواسته و ( تكليف شاقّ ) و دشوار بر آنها ننهاده است . و نيز فروتنى براى تو شايستهتر از رياست مآبى است زيرا فزونگرايى ( و زحمت ) و پرخرجى در نهاد رياست مآبان است امّا در فروتنى و خاكسارى نه فزون گرايى ( و زحمتى ) است و نه هزينهاى بر مىدارد . زيرا اين دو خصلت ( فروتنى و خاكسارى ) موافق آفرينش و هر دو در سرشت طبيعى موجودند . « 22 » و لا قوّة الّا باللَّه ( و نيرويى جز به خداوند نيست ) . « 23 »
سپس حقوق پيشوايان
( 2 ) 14 . امّا حقّ ادارهكنندهء تو به حكومت ( حقّ فرمانروا و پيشواى تو ) اين است كه بدانى تو براى او وسيلهء آزمايش ( او نزد خدا ) شدى و او به خاطر تسلّطى كه خداوندش بر تو داده به وسيلهء تو آزمايش مىشود ، و اينكه خير خواه او باشى و با او نستيزى كه به راستى دستش بر تو گشوده است ، و سبب نابودى خود و هلاك او نگردى . نسبت به او ( چندان ) زير دستى و نرمش كن كه خرسندى او را ، بدان حد كه زيانش به تو نرسد و ( در عين حال ) زيانى به دين تو نزند ، به دست
هامش
( 20 ) در متن « لا كأنّك - نه چنان كه گوئى تو » آمده كه مخلّ مفهوم است و در پارهاى نسخهها [ كأنّك ] آمده ( كه در ترجمه ترجيح داده شد . - م . )
( 21 ) در آن دو كتاب بعد از « الاشهاد - گواهگيرى » ، [ عليها - بر آن ] آمده و بعد از « استودعه علانية - آشكارا به امانت گذارى » ، [ و تعلم انّها تدفع عنك البلايا و الاسقام في الدنيا و تدفع عنك النّار في الآخرة - و بدانى كه صدقه بلاها و بيماريها را در دنيا ، و آتش دوزخ را در آخرت از تو دور مىكند ] آمده است .
( 22 ) زيرا خداوند ما را از عنصر فرودين و خاك آفريده است . - م .
( 23 ) در آن دو كتاب آمده است [ . . . ان تريد به اللَّه عزّ و جلّ و لا تريد به الّا التعرّض لرحمة اللَّه و نجاة روحك يوم تلقاه - . . . كه از آن خداى عزّ و جلّ را بخواهى و جز شمول رحمت خدا را بر خويش و نجات روح خود را در روزى كه با او ملاقات كنى نخواهى ]