« مىبينمت كه از فراق ناله مىكنى « امام را ببردند و خلع كردند .
« آفاق به خوشى از او خندان بود « و هر كه بهار مىجست او بهارش بود .
« حادثات و اتفاقات روزگار را با شگفتى مبين « كه روزگار جمعها را پراكنده مىكند .
« جامه خلافت پوشيد و محبوب كسان شد « و كارهاى همه مسلمانان را فيصل مىداد .
« تغييرات زمانه بر ضد وى نبرد آورد « در صورتى كه از نبرد دورى مىگرفت .
« تركان بر او ستم آوردند و عصيان كردند « و چنان شد كه كس از وى بيم نداشت .
« به آنها تاخت و آنها نيز بر او تاختند « و بدست دليران سرها برگرفته شد .
« تقدير وى را از مرتبتهاى و الا بر كنار كرد « و مقيم واسط شد كه امكان بازگشت ندارد « با وى نامردى كردند ، با وى مكارى كردند ، با وى خيانت كردند « كه به بستر پناه برد و هم آهنگ خفتن شد .
« بغداد را از اطراف در ميان گرفتند « و آنچه را از پيش ، دور از دسترس بود « به زبونى كشانيدند .
« اگر او به خويشتن به پيكار پرداخته بود « و براى مقابلهء آنها زره پوشيده بود
تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 6231
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٦٢٣١