آنگاه سال صد و پانزدهم در آمد .
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و پانزدهم بود
از جمله حوادث سال اين بود كه معاوية بن هشام به غزاى سرزمين روم رفت .
و هم در اين سال ، در شام طاعون رخ داد .
در اين سال محمد بن هشام كه امير مكه و طائف بود ، سالار حج شد ، ابو معشر چنين گفته است .
عاملان ولايتها در اين سال همان عاملان سال صد و چهاردهم بودند ، جز آنكه دربارهء عامل خراسان در اين سال اختلاف كردهاند : مداينى گويد : عامل خراسان جنيد بن عبد الرحمان بود . بعضىها گفتهاند عامل آنجا عمارة بن حريم مرى بود . كسى كه چنين گويد پندارد كه جنيد در اين سال بمرد و عمارة بن حريم را جانشين خويش كرد ، اما به گفتهء مداينى مرگ جنيد به سال صد و شانزدهم بود .
در اين سال ، مردم در خراسان به قحط و گرسنگى سخت افتادند و جنيد به ولايتها نوشت كه مرو امن و آرام بود و روزيش از هر طرف به فراوانى مىرسيد ، آنگاه منكر نعمتهاى خدا شد [ 1 ] آذوقه به آنجا حمل كنيد .
على بن محمد گويد : در اين سال جنيد درمى به يكى داد كه با آن نانى خريد ، به دو گفت : « نانى را به درمى مىخريد و از گرسنگى شكايت داريد ! من در هند بودم كه حبوبات دانه اى يك درم بود . » گفت : « مرو چنان است كه خداى عز و جل
هامش
[ 1 ] . . . كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً من كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ الله 16 : 112 ( سورهء نحل آيهء 113 )