فرمود : « * ( وَضَرَبَ الله مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً 16 : 112 ) * » [ 1 ] يعنى : خدا مثلى مىزند ، دهكده اى كه امن و آرام بود .
پس از آن سال صد و شانزدهم در آمد .
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و شانزدهم بود
از جمله حوادث سال غزاى تابستانى معاوية بن هشام بود به سرزمين روم .
و هم در اين سال در عراق و شام طاعونى سخت رخ داد و چنان كه گفتهاند در واسط از همه جا سختتر بود .
و هم در اين سال وفات جنيد بن عبد الرحمان رخ داد و عاصم بن عبد الله بن يزيد هلالى ولايتدار خراسان شد .
سخن از وفات جنيد و ولايتدارى عاصم بن عبد الله بر خراسان
على بن محمد به نقل از مشايخ خويش گويد : جنيد بن عبد الرحمان فاضله دختر يزيد ابن مهلب را به زنى گرفت ، هشام بر جنيد خشم آورد و عاصم بن عبد الله را ولايتدار خراسان كرد .
گويد : و چنان بود كه شكم جنيد آب آورده بود ، هشام به عاصم گفت :
« اگر به او رسيدى و رمقى دارد جانش را بگير » ، اما وقتى عاصم رسيد ، جنيد در گذشته بود .
گويد : آوردهاند كه جبلة بن ابى رواد به عيادت به نزد جنيد در آمد كه به دو گفت : « اى جبله ، كسان چه مىگويند ؟ »
هامش
[ 1 ] سورهء نحل آيهء 113 )