گذشت كه از عطش مىناليد گفت : « پيش برو ، سيرابى پيش روى تو است » پس از آن با دشمنان بياميخت و كشته شد . اسب وى نيز كشته شد .
از جمله حوادث سال آن بود كه مسلمة بن عبد الملك سپاهها در ولايت خاقان پراكنده و شهرها و قلعه ها به دست وى گشوده شد ، كسان كشت و اسير گرفت و بسيار كس از تركان خويشتن را به آتش بسوختند و همه مردم ماوراى كوههاى بلنجر به اطاعت مسلمه آمدند ، و پسر خاقان كشته شد .
از جمله حوادث سال اين بود كه معاوية بن هشام به غزاى سرزمين روم رفت و در ناحيهء مرعش مدتى بماند ، سپس بازگشت .
در همين سال گروهى از دعوتگران بنى عباس به خراسان رفتند ، جنيد بن عبد الرحمان يكى از آنها را بگرفت ، و بكشت و گفت : « هر كس از آنها به دست آيد خونش هدر است »
) در اين سال ، به گفتهء ابو معشر ، سليمان بن هشام سالار حج بود واقدى نيز چنين گفته . اما بعضىها گفتهاند كه در اين سال سالار حج ابراهيم بن هشام مخزومى بود .
عاملان ولايتها در اين سال همان عاملان سال صد و يازدهم و صد و دوازدهم بودند كه يادشان از پيش گذشت .
پيش از آن سال صد و چهاردهم در آمد .
سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و چهاردهم بود
در اين سال معاوية بن هشام به غزاى تابستانى به ناحيه چپ رفت و سليمان ابن هشام به غزاى تابستانى به ناحيهء راست .
گويند : معاوية بن هشام حومه اقران را گرفت و عبد الله بطال با قسطنطين و