تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( فارسي ) — صفحة 3239

مساهمون:

ص٣٢٣٩
جنگ انداختند و كسان پياده شدند و با شمشير برهنه كه نيام آن را شكسته بودند حمله بردند . سواران مدينه نيز به سواران حمله بردند كه از جاى برفتند . همچنان بجنگيدند و از مردم شام بسيار كس بكشتند و زخم زدند و زخمى بسيار شد و چون حصين بن نمير صبورى و دليرى قوم را بديد پيادگان را فرستاد كه آنها را با تير بزنند و سواران و پيادگان در ميانشان گرفتند ، سليمان بن صرد كشته شد ، خدايش رحمت كناد ، يزيد بن حصين تيرى به او انداخت كه بيفتاد و برجست و باز بيفتاد . گويد : وقتى سليمان كشته شد مسيب بن نجبه پرچم را گرفت و خطاب به سليمان گفت : « اى برادر ، خدايت رحمت كناد كه نيك كوشيدى و تكليف خود را انجام دادى و تكليف ما بماند . » آنگاه پرچم را برگرفت و حمله برد و مدتى بجنگيد و بازگشت . آنگاه باز حمله برد و بجنگيد و بازآمد ، مكرر چنين كرد كه حمله مىبرد و بازمىآمد . آنگاه كشته شد خدايش رحمت كناد . قروة بن لقيط گويد : غلام مسيب بن نجبه را در مداين ديدم كه با شبث بن يزيد خارجى بود و سخن در ميان رفت تا از كسان عين الورده ياد كرديم . » راوى گويد : اين پير از مسيب بن نجبه سخن كرد و گفت : « به خدا هرگز كسى را دليرتر از او و گروهى كه با وى بودند نديده بودم . به روز عين الورده ديدمش كه سخت نبرد مىكرد و باور نمىكردم كه يكى توان چندان تلاش داشته باشد و مانند وى به دشمن خسارت زند ، چندين كس را بكشت و تا وقتى كشته شد رجز مىخواند و نبرد مىكرد . » عبد الله بن عوف گويد : وقتى مسيب بن نجبه كشته شد عبد الله بن سعد پرچم را گرفت ، آنگاه او رحمة الله عليه گفت : دو برادر من بودند « بعضى از ايشان تعهد خويش را به سر برده ( و شهادت يافته ) و بعضى از ايشان منتظرند و به هيچوجه