حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در وصيّتش مىفرمايد :
« فتفهّم يا بنيّ وصيّتي و اعلم أنّ مالك الموت هو مالك الحياة ، و أنّ الخالق هو المميت ، و أنّ المفني هو المعيد ، و أنّ المبتلي هو المعافي ، و أنّ الدّنيا لم تكن لتستقرّ إلّا على ما جعلها اللّه عليه من النّعماء و الابتلاء و الجزاء في المعاد أو ما شاء ممّا لا تعلم ، فإن أشكل عليك شيء من ذلك فاحمله على جهالتك فإنّك أوّل ما خلقت به جاهلا ثمّ علّمت و ما أكثر ما تجهل من الأمر و يتحيّر فيه رأيك و يضلّ فيه بصرك ثمّ تبصره بعد ذلك فاعتصم بالّذي خلقك و رزقك و سوّاك و ليكن له تعبّدك و إليه رغبتك و منه شفقتك » « 1 » .
آن اهل معرفت ، حكمت خيلى از مطالب را نفهميدند تا سؤال كردند :
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : نامهء 31 . از حضرت أمير عليه السّلام نقل است كه فرمودند : « پسرم ! در وصيّت من درست بينديش ، و بدان كه در اختياردارندهء مرگ ، همان است كه زندگى در دست او و پديدآورندهء موجودات است ، همو مىميراند ، و نابودكننده همان است كه دوباره زنده مىكند ، و آنكه بيمار مىكند شفا نيز مىدهد ، بدان كه دنيا جاودانه نيست ، و آن گونه كه خدا خواسته است برقرار است ، از عطا كردن نعمتها ، و انواع آزمايشها ، و پاداش دادن در معاد ، و يا آنچه را كه او خواسته است و تو نمىدانى . اگر دربارهء جهان و تحوّلات روزگار مشكلى براى تو پديد آمد آن را به عدم آگاهى ارتباط ده ، زيرا تو ابتدا با ناآگاهى متولّد شدى و سپس علوم را فراگرفتى ، و چه بسيار است آنچه را كه نمىدانى ( و خدا مىداند ) ، كه انديشهات سرگردان ، و بينش تو در آن راه ندارد ، سپس آنها را مىشناسى . پس به قدرتى پناه بر كه تو را آفريده ، و روزى رسانده و اعتدال در اندام تو آورده است ، بندگى تو فقط براى او باشد ، و تنها اشتياق او را داشته باشى ، و تنها از او بترس » .