گفت : بلى ، فرمود : اين « قربى » ما هستيم ! آيا اين آيه را خواندهاى :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ
- الآية » ؟ . بلى خواندهام . فرمود : ما آن اهل بيت هستيم ! . آن پيرمرد قدرى ساكت ماند . بعد از آن از روى تعجّب عرض كرد : تو را به خدا شما آن اهل بيت هستيد ؟ ! فرمود : بىشك ما آنهائيم ؛ جدّ ما پيغمبر خداست ! آن پيرمرد عمامهء خود را به دور انداخت و شروع كرد به گريستن و سر خود را به جانب آسمان بلند كرد عرض كرد : « اللّهمّ إنّي أبرء إليك من عدوّ آل محمّد » ! بعد رو به آن حضرت كرد و عرض نمود : « هل لي من توبة ؟ فقال له : نعم ، إن تبت تاب اللّه عليك » . عرض كرد : آقا ، من هم توبه كردم از آنچه دربارهء شما گفتم .
وقتى كه يزيد حكايت آن پيرمرد را شنيد حكم كرد او را به درجهء شهادت رسانيدند « 1 » .
* * * * * *
هامش
( 1 ) - البحار : 45 / 135 .
* - الحمد للّه أوّلا و آخرا . مراحل استنساخ ، تحقيق و ترجمهء دفتر نخست از جمله دفاتر ششگانهء آن عالم وارسته به اتمام رسيد ، در خاتمه از اهالى مطالعه درخواست مىشود در صورت مشاهدهء هر زلّت و خطائى متذكّر شده و از دعاى خير بىنصيب نفرمايند زيرا مقدور تقديم شد و لغزشها از مقصور بود ، و عمل خطير بود و بضاعت مزجاة . اللّهمّ اغفر لمن وجب له حقّ علينا ، آمين .
بهراد جعفرى