فرمود : « عباد اللّه ، هركس طالب ملاقات پروردگار و از گناه خود توبه و استغفار نمايد به جانب من بيايد » و غلاف شمشير خود را شكسته ، جماعتى بسيار پياده شده دستههاى شمشير شكسته ، جماعتى بسيار از اهل شام كشته و عدّهء بيشمار زخمدار كرده ، حصين اين را كه ديد پيادگان را فرستاد ايشان را تيرباران نمايند ، سليمان را از بسيارى تير كشتند .
مسيّب پيشآمد ، رايت را گرفت و طلب رحمت براى سليمان نمود ، چند حمله كرد و جماعتى را كشت ، او را نيز كشتند .
بعد از او عبد اللّه بن سعد پيشآمد ، رايت را ربود و بر سليمان و مسيّب طلب رحمت نمود و فرمود : « فمنهم من قضى نحبه « 1 »
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا »
« 2 » ، و طائفهاش دائرهاش را گرفتند .
در آن بين سه سوار پيدا شد ، خبر آوردند كه اينك سعد بن حذيفه از مدائن با صد و هفتاد سوار و مشتى از بصره با سيصد سوار مىرسند ، مردم خوشحال شدند ، ولى عبد اللّه بن سعد فرمود : اگر به حيات ما رسيده بودند خوب بود !
هامش
( 1 ) - يعنى از مؤمنين مردانى هستند كه با پيغمبر بيعت كردند از جنگ رو نگردانند و به پيمان و بيعت خود وفا كردند ، و معنى « قضى نحبه » اين است كه بر پيمان خود بود تا مرد يا در جنگ كشته شد و به آرزوى خود رسيد . بعضى گفتهاند : مقصود شهداى احد است كه كشته شدند و وظيفهء خود انجام دادند و به پروردگار خود رسيدند . حسن بصرىّ گفته است : يعنى عمر خود را به راستى و وفاكارى به آخر رساندند . ( تفسير مجمع البيان )
( 2 ) - الأحزاب : 23 . : « پس برخى از آنان پيمان خويش به سر آوردند و برخى انتظار برند ، و هيچگونه دگرگونى [ در عهد و پيمان ] پديد نياوردند » .