امّا جسد حسين سه روز و دو شب در گودال قتلگاه بر روى ريگهاى كربلاء افتاده بود ، به دستور عمر سعد ده نفر از آن اشقياء اسبان خود را نعل تازه بستند ! ! ! .
پيغمبر به حضرت امير وصيّت نمود كه او را در سه پارچه كفن نمايد كه دو پارچه از آنها لباس خود آن حضرت بود . حسين هم به خواهرش وصيّت نمود براى او پيراهن كهنه بياورد كه به عوض كفنش باشد . پيغمبر خدا دارد وقتى كه حضرت امير مىخواست او را به قبر سپارد ديد بوريائى كه جسد مباركش بالاى آن گذاشته بود در بدنش اثر كرده ، نقش بوريا در جسدش پيدا بود . خيلى بر آن حضرت ناگوار بود كه اين اندازه صدمه به آن جسد نازنين رسيده ! جانهاى عالم به فداى دل حضرت سجّاد ؛ چه بر او گذشت وقتى كه مىخواست جسد پاره پارهء حسين را به قبر بسپارد كه ديد از بس كه سم مركبان بر آن جسد تاخته و نشسته هيچ ممكن نيست آن جسد را حركت بدهد ، لا بدّ شد « 1 » حكم كرد بوريا آوردند آن جان جهانيان را بر بالاى بوريا گذاشته و به خاك سپردند .
* * * * * * * * * *
هامش
( 1 ) - ناچار شد .