تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
بيست و هشتم اين ماه ، از اين جهت اين ماه ماه نحس ، هم اين روز روز نحس ، فرمودند « كسى در روز دوشنبه سفر نكند كه بسيار روز نحسى است » ، زيرا كه در آن روز پيغمبر از عالم رفت . مصيبت آن حضرت از مصائب تمام ائمّه سنگين‌تر بلكه مصيبت ايشان فرع مصيبت آن حضرت است . اگر آن حضرت از عالم نرفته بود نمىتوانستند حضرت امير و حضرت امام حسن و حضرت سيّد الشّهداء و باقى ائمّهء هدى [ عليهم السّلام ] را شهيد نمايند . شبى كه آن سرور از عالم رفت چنان قلق « 1 » و اضطرابى داشتند كه در شرق و غرب عالم هيچ اهل بيتى آن‌قدر اضطراب نداشتند ، تا آنكه خداوند ملكى فرستاد ايشان را تسلّى داد . اگر چه مصيبت آن حضرت اصل بود ، ولى آن حضرت در حال احتضار مكرّر ياد از مصيبت نور ديده‌اش حسين مىنمود . حضرت مشغول جان دادن بود ، حسين بالاى سينه‌اش ، او را به سينه چسبانيده به قسمى كه عرق حسين بر روى سينهء پيغمبر جارى مىشد و مكرّر مىفرمود : « ما لي و ليزيد ؛ لا بارك اللّه في يزيد ! اللّهمّ العن يزيد ! » « 2 » . در آن اثنا غش و آن حضرت عارض شد ، چون به هوش آمد باز شروع كرد حسين را مىبوسيد و
هامش
( 1 ) - قلق : بىآرامى و اضطراب . ( 2 ) - البحار : 44 / 266 / 24 . : « مرا با يزيد چه كار ؟ ! بركت خدا از يزيد دور باد ، خداوندا يزيد را لعن فرما » .
مواعظ ( فارسى ) — صفحة 367 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / بهراد جعفرى