« و أمّا القنفذ فكان رجلا سيّئى الخلق فمسخه اللّه عزّ و جلّ قنفذا » « 1 » .
تو را به خدا شرمت نمىآيد خود را امّت آن سرور دانسته باشى و كمال مباينت را با او داشته باشى ؟ ! حيا نمىكنى كه به اين اعمال شيعهء آن سرور را اذيّت نمائى ؟ ! .
عن الصّادق عليه السّلام : « ما لكم تسؤون رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ فقال له رجل : كيف نسوؤه ؟
فقال : أما تعلمون أنّ أعمالكم تعرض عليه ، فإذا رأى فيها معصية ساءه ذلك فلا تسوؤا رسول اللّه و سرّوه » « 2 » .
اگر يك معصيت در نامهء عملت ببيند اذيّت مىشود ، چه حالى پيدا مىكند اگر تمام نامهات را از گناه سياه ببيند ؟ ! ! .
به واسطهء چه اذيّت مىشود ؟ ! به واسطهء آن رأفت و دلسوزى كه نسبت به امّت خود دارد . آن حضرت در زمان حيات آنقدر غصّه مىخورد كه مىديد اين قسم امّتش بىپروا در معصيت هستند كه خدا او را نهى فرمود
« فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ »
« 3 » .
دل به دنيا نبند ، دانسته باش عاقبت مرگ است ، بعد از آنكه همچو
هامش
( 1 ) - البحار : 62 / 222 / 4 .
( 2 ) - الكافي : 1 / 219 / 3 . از امام صادق عليه السّلام نقل است كه فرمود : « شما را چه مىشود كه پيامبر را ناخوش و اندوهگين مىسازيد ؟ ! . مردى گفت : چگونه ما او را ناخوش مىكنيم ؟ ! . فرمود : مگر نمىدانيد كه اعمال شما بر آن حضرت عرضه مىشود و چون گناهى در آن بيند ، اندوهگينش مىكند ؟ پس نسبت به پيغمبر بدى نكنيد و او را [ با عبادات و طاعات خويش ] مسرور سازيد » .
( 3 ) - فاطر : 8 . : « پس مبادا جانت بر سر اندوه و دريغ بسيار بر آنان از دست برود ! » .