مركب راهوارند كه يك دقيقه از رفتار « 1 » بازنمىمانند تا تو را تسليم قبر بنمايند .
و يباعد الامنيّة « 2 » ميان تو و آرزوهاى تو حائل مىشود . گذشتگان تو هركدام كوه كوه آرزو داشتند ، هريك با يك عالم آرزو در قبر خوابيدهاند .
من فاته تعب ، و من ظفر به نصب « 3 » هيچكس در آن آسوده نيست ، نه اغنيا و نه فقرا ، نه صاحبان رياست ، نه رعيّت . فقير روز و شب در تلاش است دستش نمىآيد ، غنى نانى به استراحت نخورد ، رعيّت از . . . « 4 » ترسان است ، صاحب رياست به خواب نمىرود كه نبادا رياستش گرفته بشود . هركس استراحت دنيا را خواسته باشد از هر صنفى بايد زهد ورزد
« لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ »
« 5 » .
علاقه كه به دنيا نداشت هيچ به حالش تفاوت نمىكند ؛ به دستش بيايد يا برود ، دنيا در دست هركس باشد ، و هركس عزّت خواسته باشد بايد تقوى را پيشه كند .
يكى ديگر از صفات دنيا كه حضرت مجتبى عليه السّلام به جنادة بن [ أبى ] اميّة
هامش
( 1 ) - رفتار : حاصل مصدر « رفتن » ، سلوك .
( 2 ) - : « و خواستهها را دور و دراز مىسازد » .
( 3 ) - : « آنكه به دنيا نرسيد رنج مىبرد ، و كسى كه به آن دست يافت خسته مىشود » .
( 4 ) - دستنويس مرحوم مؤلّف ناخوانا بود .
( 5 ) - الحديد : 23 . : « تا بر آنچه از دست شما رفت اندوه مخوريد ، و بدانچه شما را داد شادمان نشويد » .