پيرى آن تمام قوايت را از كار اندازد .
عهد جوانى گذشت در غم بود و نبود * نوبت پيرى رسيد صد غم ديگر فزود
كاركنان سپهر بر سر دعوى شدند « 1 » * آنچه بدادند دير بازگرفتند زود « 2 »
[ شرح فقرات حديث شريف ]
و يجدّد الآمال « 3 » « يشيب ابن آدم و يشبّ فيه خصلتان : الحرص و طول الأمل » « 4 »
آدمى چون پير گشت حرص جوان مىگردد ، هيچوقت امل و آرزوى اهل دنيا به انتها نمىرسد .
يقرّب المنيّة « 5 » از وقتى كه قدم به دنيا گذاشتى رو به مرگ مىروى ، مرگ هم رو به تو مىآيد ، هريك نفس كه بزنى يك قدم به جانب آن برداشته ، شب و روز دو
هامش
( 1 ) - در نسخهء مؤلّف رحمه اللّه : « كاركنان فلك بر سر دستان شدند » .
( 2 ) - ديوان شيخ بهائى - رحمه اللّه - .
( 3 ) - : « و آرزوها را تازه مىكند » .
( 4 ) - البحار : 70 / 22 / 11 . از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل است كه فرمود : « آدميزاده پير مىشود و دو ويژگى در وى جوان مىگردد : حرص ، و طولانى شدن آرزو » .
( 5 ) - : « مرگ را نزديك مىسازد » .