من آل برمك - فقال عليه السّلام : مساكين هؤلاء ! لا يدرون ما يحلّ بهم في هذه السّنة . ثمّ قال : و أعجب من هذا هارون و أنا كهاتين - و ضمّ بإصبعيه - قال مسافر : فو اللّه ما عرفت معنى حديثه حتّى دفنّاه معه » . « 1 »
* * * * * * * * * *
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا عليه السّلام : 2 / باب 50 / 2 . در كتاب شريف عيون أخبار الرّضا عليه السّلام مسندا از مسافر ( ابو مسلم از اصحاب موسى بن جعفر عليهما السّلام ) نقل است كه گفت : من با حضرت رضا عليه السّلام در « منى » بوديم كه يحيى بن خالد با جماعتى از برمكيان بر ما گذر كردند ، امام عليه السّلام فرمود : بيچاره و بدبخت اين گروه كه نمىدانند در اين سال چه بر سرشان خواهد آمد ! سپس گفت : آه ، وا عجبا از اين امر كه من و هارون مانند ايندوايم - و انگشتان خود را به يكديگر چسبانيد - . مسافر گويد : به خدا سوگند من معنى اين كلام را نفهميدم تا زمانى كه او را در جنب هارون به خاك سپرديم » .