من است ديگرى است كه مأمون باشد . فرمود : « اگر مىدانستم كه مىتواند صدمه بزند و تقيّه نمىكردم ، در خون خود شريك بودم » فرمود : « مثل من و هارون مثل پيغمبر و أبو لهب است . ابو لهب خيلى او را تهديد مىكرد به او فرمود : اگر به من از طرف تو خدشه رسيد من كذّاب هستم . اين معجزه و آيهاى از پيغمبر بود كه صدمه از ابو لهب به آن سرور نرسيد ، به من هم خدشه از هارون نمىرسد ، اگر رسيد من كذّاب هستم ، اين هم آيه و معجزهء من است . « 1 »
به هارون مىگفتند كه تو گفتى پس از كشتن موسى بن جعفر هركس ادّعاى امامت كرد گردنش را مىزنم ، اينك پسرش على بن موسى ادّعا دارد ! ! اوقاتش تلخ شد گفت : مىگوئيد يك دفعه تمام اهل بيت پيغمبر را به قتل بياورم ؟ ! .
و البتّه خداوند زمين را از حجّت خالى نمىگذارد ، چنان كه ابراهيم و موسى را حفظ از نمرود و فرعون نمود ، حجّت زمان را در هر زمانى حفظ مىكند .
پس از وفات حضرت عسكرى كنيزان حضرت را گرفتند حبس كردند نبادا حملى داشته باشند ، ولى خداوند چشم آنها را كور و گوش آنها را كر و بينى آنها را به خاك ماليد . عبيد اللّه و يزيد خيلى اصرار داشتند حضرت سجّاد را به قتل برسانند ، شمر و عمر بن سعد نيز اصرار داشتند ، خداوند او را نگاهدارى كرد .
از آن جمله خبر داد كه هارون برامكه را مستأصل مىگرداند . و فرمود : هر دو پهلوى هم دفن مىشويم .
فعن مسافر قال : كنت مع أبي الحسن الرّضا عليه السّلام بمنى فمرّ يحيى بن خالد - مع قوم
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرّضا عليه السّلام : 2 / باب 47 / 20 .