ميان اهل بيتم محلّ اعتمادم بود و او برادر و پسر عمّم مسلم است » . « 1 »
پيغمبر ؛ عقيل را خيلى دوست مىداشت ؛ يكى به واسطهء محبّت عمّش ابو طالب به او كه در سال غلا « 2 » راضى شد حتّى امير المؤمنين را از او ببرند عقيل را بگذارند ، و يكى به واسطهء امر فرزند كه يارى حسينش نمايد كه فرمود : « گريه بر او علامت ايمان است » .
حضرت سجّاد عليه السّلام خيلى ملاطفت به اولاد عمّش عقيل مىكرد و چندان با اولاد عمّش جعفر طيّار جوش نمىزد . عرض كردند : چرا ؟ فرمود - دربارهء اولاد عقيل - :
« إنّي أذكر يومهم مع أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ عليهما السّلام فأرقّ لهم » . « 3 »
ابن قتيبه از معارف « 4 » گويد : « و خرج ولد عقيل مع الحسين بن عليّ فقتل منهم
هامش
( 1 ) - البحار : 44 / 334 . : « و أنا باعث إليكم أخي و ابن عمّي و ثقتي من أهل بيتي مسلم ابن عقيل » .
( 2 ) - سال قحطى .
( 3 ) - البحار : 46 / 11 / 4 . « به ياد آن روزى مىافتم كه همراه حسين بن على عليهما السّلام بودند و دلم به حالشان مىسوزد » .
( 4 ) - ابن قتيبه - از علماى اهل سنّت - در كتاب معروف خود « المعارف » نقل نموده كه : « از فرزندان جناب عقيل كه همراه حسين بن على عليهما السّلام بودند تعداد نه تن از ايشان به شهادت رسيدند ، و جناب مسلم بن عقيل از تمام اين فرزندان شجاعتر بود ، و همو پيشقراول جناب حسين [ به كوفه ] بود و عبيد اللّه بن زياد [ ملعون ] او را دست بسته به شهادت رسانيد » .