و فرمود :
« الرّادّ عليهم كالرّادّ علينا و الرّادّ علينا كالرّادّ على اللّه » « 1 »
( اين فقرهء اخيره ، ارتداد خيلى اشخاص را كه در مرافعهء با خبر آن انكار بر عالم بر حقّ مىكنند اثبات مىنمايد )
امّا اگر داراى اين صفات نباشد از طرف آن حضرت نيابت ندارد بلكه عالم كلّية محسوب نمىشود .
فعن الصّادق عليه السّلام : « يعني بالعلماء من صدّق قوله فعله ، و من لم يصدّق قوله فعله فليس بعالم » . « 2 »
و إلّا آن فضائل كه براى علم و علماء تعداد شد هيچ بهره ندارد ؛ چه آن حضرت فرمود : جدّم كه نگاه كردن به صورت عالم را عبادت شمرده « 3 » ؛ مقصودش عالمى بوده كه از نگاه به او آخرت به يادت آيد ، عالمى كه چنين نباشد هيچ فضيلت در نگاه به او نيست .
عالمى كه داراى آن اوصاف نباشد گذشته از آنكه در قيامت كسى را شفاعت
هامش
( 1 ) - البحار : 101 / 261 / 1 . : « هركه در مقام مخالفت و ردّ ايشان برآيد گويا بر ما مخالفت ورزيده ، و چنين شخصى همچون فردى باشد كه در برابر خداوند ايستاده است » .
( 2 ) - در تفسير مجمع البيان ، ذيل آيهء :« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »از امام صادق عليه السّلام نقل است كه فرمود : مراد از علما كسانى است كه عمل ايشان گفتارشان را تصديق مىكند و هركه چنين نباشد كه كردارش را گفتار او تأييد و تصديق نمايد عالم نيست » .
( 3 ) - وسائل الشّيعه : 12 / 312 / 1 .