خوب است نوّاب عام ملاحظهء رفتار نوّاب خاصّ نموده در افشاء خيلى بى - پروا نباشند .
از آن جمله دو نفر بلخى و بخارائى مقدارى به آنها طلاى سبيكه « 1 » داده بودند كه به توسّط وى به حضرت برسانند . از هريك يكى در راه گم مىشود ، از مال خودشان به عوض آن گرفتند . حسين بن روح كيفيت را به ايشان خبر داد كه در كجا آنها را گم كرده و عوض آن را گرفته « 2 » .
از آن جمله على بن محمّد صيمرى خبر داد در بغداد از وفات على بن بابويه قمى در قم ، تاريخ ضبط كرده مطابق بود « 3 » .
امّا نائب عامّ محتاج به خارق عادات نيست بلكه اوصافى بيان كرده براى آنكه بيگانه خود را داخل ننمايد . هركس داراى آن اوصاف باشد نيابت عامه دارد كه فرمود : « و أمّا من كان من الفقهاء صائنا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لأمر مولاه فللعوامّ أن يقلّدوه » . « 4 »
فرمود : در حوادث واقعه در غيبت كبرى به اين قسم فقهاء رجوع بكنيد « فإنّهم حجّتي عليكم و أنا حجّة اللّه عليكم » « 5 » .
هامش
( 1 ) - سبيكه - بفتح سين و كسر با - : تكّهء سيم يا زر يا فلزّ ديگر كه آن را گداخته و در قالب ريخته باشند .
( 2 ) - در كتاب غيبت شيخ طوسى رحمه اللّه كلّ ماجرا مذكور است .
( 3 ) - همان مصدر سابق .
( 4 ) - البحار : 2 / 88 / 12 . : « و امّا كسى كه از فقهاء باشد و محافظ دين خود بوده و مخالف هواى نفس و مطيع امر مولايش بسر برده ، پس عوام بايد از چنين شخصى تقليد نمايند » .
( 5 ) - البحار : 2 / 90 / 13 . : « زيرا كه ايشان حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر شمايم » .