بعد از زحمتهاى زياد و تدبيرهاى بسيار مىكشتند مىديدند امامى ديگر به جاى او هست . گفتند خوب است يك دفعه ايشان را قطع نسل كنيم . ديگرى آن كه شنيده بودند كه « مهدى » دارند ؛ تمام جبابره را از روى زمين برمىدارد و انتقام ظلمهائى كه بر آباء و اجدادش وارد آوردهاند از ايشان مىكشند ؛ از اين جهت مىخواستند ابتداء پدر بزرگوارش را بكشند پيش از آنكه براى او اولاد بشود ، بعد كه آن حضرت « 1 » هم از عالم رفت فرستادند زنان و كنيزانى كه در خانهء آن حضرت بودند تفتيش كردند نبادا حملى داشته باشند ؛ مانند نمرود و فرعون [ كه ] مىخواستند جلوگيرى از ولادت ابراهيم و موسى نمايند كه مملكت آنها ويران نشود ، عاقبت بينى آنها به خاك ماليده شد ، اينها هم مىخواستند چنين كنند ولى براى آنها ميسّر نشد و اگر نماند از عمر دنيا مگر يك روز آن حضرت ظاهر شده احياء دين نموده و انتقام از آن ظالمان بكشد « 2 » .
اگر غيبت آن حضرت به طول انجاميده به واسطهء امتحان مردمان است كه نوشت به نائب آخر صيمرى : وقت وفات نزديك شده ، نائب ديگر تو بعد از خود معيّن نكن ، زيرا كه زمان غيبت كبرى رسيده و ظاهر نخواهم شد مگر بعد از صيحهء آسمانى و خروج سفيانى ، و آن بعد از طول آمد و قسوت قلوب و امتحان شديد كه دو ثلث مردم از دين برگردند . فرمود : بعد از اين هركس ادّعاى رؤيت مرا نمايد دروغگو و هركس وقت براى ظهور من معيّن كند دروغگو است . و نائب خاصّ مانند امام محتاج به معجزه است تا آنكه كسى به دروغ ادّعاى نيابت ننمايد : چون ابو محمّد شريعى ، و ابن نصير نميرى ، و ابن هلال كرخى ، و حسين
هامش
( 1 ) - يعنى امام حسن عسكرى - سلام اللّه عليه - .
( 2 ) - كمال الدّين و تمام النّعمة : باب 24 ، ح 27 .