سيم : آنكه افراط در آن نشده و إلّا چه مفاسدى بر آن مترتّب مىگردد ؛ از عفونت زراعات و استرخاء « 1 » ابدان حيوانات و غلظت هوا و توليد امراض و بستن راهها تا آخر آنچه شمرده از مفاسد دوام باران . و همچنين تفريط در آن نشده و إلّا مفاسدى نيز بر آن مترتّب است .
چهارم : آنكه از بالا مىآيد تا آنكه به زمينهاى بلند برسد و همه جا مشروب بشود و مزروع بشود .
پنجم : آنكه قطره قطره مىآيد به واسطهء مصالحى كه بر آن مترتّب است .
ششم : چند مصالح ديگر در آن است از رفع كدورت هوا ، و شستن زراعات :
« لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ أُجاجاً فَلَوْ لا تَشْكُرُونَ »
« 2 » .
پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هروقت آب مىآشاميد اين شكريه را مىخواند :
« الحمد للّه الّذي سقاني عذبا زلالا برحمته و لم يسقنا ملحا اجاجا بذنوبنا » « 3 » .
هفتم : افراط آن نيز موافق مصلحت است و آن مصلحت آخرت تقصير از جانب خودت است :
هامش
- وسوسهء شيطان را از شما ببرد تا بر دلهاتان [ شكيبائى و پايدارى ] بربندد و گامها را بدان استوار بدارد » .
( 1 ) - سست شدن ، نرم شدن .
( 2 ) - الواقعة : 70 . : « اگر بخواهيم آن را تلخ و شور مىگردانيم ؛ پس چرا سپاس نمىگزاريد ؟ ! » .
( 3 ) - البحار : 63 / 474 . : « حمد و سپاس خداوندى را سزاست كه از سر رحمتش مرا به آبى گوارا و زلال سيراب ساخت ، و به جهت گناهانمان ما را آبى شور و تلخ ننوشاند » . و در مجلس بعدى اين شكريه با اضافاتى خواهد آمد .