تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مواعظ ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
يتّخذه النّاس ، فيقضون به حوائجهم ما شاؤوا في ليلهم ، و لو لا هذه الخلّة لكان النّاس تصرف أعمارهم بمنزلة من في القبور ، فمن كان يستطيع أن يكتب أو يحفظ ، أو ينسج في ظلمة اللّيل ؟ و كيف كانت حال من عرض له وجع في وقت من أوقات اللّيل فاحتاج إلى أن يعالج ضمادا أو سفوفا أو شيئا يستشفي به ؟ . و أمّا منافعها - في نضج الأطعمة و دفاء الأبدان « 1 » ، و تجفيف أشياء ، و تحليل أشياء ، و أشباه ذلك ، فأكثر من أن تحصى و أظهر من أن تخفى « 2 » .
هامش
( 1 ) - قوله : « دفاء الأبدان » - بالكسر - : دفع البرد عنها . ( 2 ) - ادامهء سخن از توحيد مفضّل : « و همچنين آتش اين‌گونه است ، اگر آتش نيز مانند نسيم و آب پراكنده بود جهان و جهانيان را مىسوزانيد . امّا از آنجا كه گاه‌گاهى سخت بدان نياز مىافتد و منافع بسيار در آن نهفته مانند ذخيره در اجسام نهاده شده است كه در وقت نياز به دست مىآيد و به قدرى كه نياز است با فتيله و روغن و هيزم پديد مىآورند . اگر قرار بود كه آتش را براى هميشه با فتيلهء روغنى و هيزم نگاه دارند براى مردم دشوار و گران تمام مىشد . نيز مانند آب و هوا پراكنده نيست كه همه چيز را بسوزاند ، بلكه به اندازه و مقدار مشخّصى است تا هم‌سود رساند و به كار آيد و هم از رساندن زيان به انسان بازماند . در آتش ، ويژگى ديگرى نيز نهفته است و آن اين‌كه تنها در دسترس و اختيار انسان است ؛ زيرا سود آن تنها به انسان مىرسد . اگر آتش در اختيار او نبود در زندگى و معاش ، زيان بسيار مىديد . امّا چهارپايان از آتش بهره نمىگيرند و از آن استفاده نمىنمايند . از آنجا كه تقدير الهى بر اين تعلّق گرفت [ كه انسان از آتش سود برد و حيوان نبرد ] به او دستهايى و انگشتانى مناسب براى افروختن آتش و استعمال آن عطا فرمود ولى اگر چه به حيوان داده نشده امّا در عوض به حيوان در برابر سختى و سرما شكيبايى و صبر بيشتر داده شده است تا دشواريهايى -