قرائت [ وحى را ] آغاز كرد ، شيطان در خواندن او اخلال مىكرد ، آنگاه خداوند اثر القاى شيطان را مىزدايد ، و سپس آيات خويش را استوار مىدارد و خداوند داناى فرزانه است » .
هر نظرى دربارهء جمع و تدوين قرآن اتخاذ شود ، اين احتمال همچنان باقى است كه ممكن است بخشهايى از قرآن از دست رفته باشد [ كه دلايل و مستندات ، خلاف آن را نشان مىدهد ] . اگر - چنانكه احاديث حاكى است - زيد در جمع قرآن متكى بر نوشتههاى اتفاقى و حافظههاى انسانى عمل كرده باشد ، به آسانى ممكن است ، بخشهايى فراموش شده باشد . همچنين كمارتباطى بين بعضى آيات در قرآن حاكى از آن است كه تدوينكنندگان ، هرچه را كه به آن برمىخوردند و دليلى داشتند كه جزو قرآن است ، حفظ و جمع و تدوين مىكردند . اين فرضيه كه حضرت محمد [ ص ] طريقهاى براى دستيابى به صورت مهذّب آيات و عبارات وحيانى داشته است ، محقق را به اين انديشه مىاندازد كه تصور كند چهبسا او صور قديمى را كنار مىگذاشته [ و از بين مىبرده ] است . و آيهء قرآنى كه حاكى از اين است كه خداوند مىتواند آيات و عباراتى را نسخ يا از خاطر حضرت [ ص ] فراموش كند ، حمل بر اينگونه معانى مىشود . درهرحال دليلى در دست نيست كه فكر كنيم چيز مهم و معتنابهى از قرآن از دست رفته است . همين واقعيت كه عبارات متغاير و حتى متعارض همچنان محفوظ ماندهاند ، اقوى دليل بر اين است كه ما همهء آنچه را كه به حضرت محمد [ ص ] وحى شده است ، در دست داريم .
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: ريچارد بل
ص٩٢