تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

1 . نظريهء نسخ و امكان تجديدنظر

طبق نظرگاه اسلامى قرآن عينا كلام الهى است كه توسط فرشته [ جبرئيل ] به قلب حضرت محمد [ ص ] وحى شده است . لذا امكان تجديدنظر از جانب پيامبر منتفى است ؛ چنان‌كه خود قرآن هم به اين معنى تصريح دارد : « چون آيات ما كه روشن و شيواست ، بر آنان خوانده شود ، نااميدواران به لقائمان [ به پيامبر ] گويند : قرآنى غير از اين بياور ، يا اين را تغيير ده ؛ بگو : مرا نرسد كه آن را از پيش خود تغيير دهم ؛ جز از وحيى كه به من مىشود ، [ از چيزى ] پيروى نمىكنم ؛ من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم ، از عذاب روزى سهمگين مىترسم » ( سورهء يونس ، آيهء 15 ) . عبارات قرآنى ديگرى كه پيش‌تر از عبارت پيشين ، بر پيامبر [ ص ] وحى شده ، آن مجازات را روشن‌تر بيان مىكند : « و اگر بر ما سخنانى مىبست ، دست راستش را مىگرفتيم ، سپس شاهرگش را قطع مىكرديم » ( سورهء حاقه ، آيات 44 - 46 ) . همچنين آيات ديگر حكايت دارد كه مشركان مكه به حضرت [ ص ] فشار مىآورده‌اند كه وحى و تنزيلى از پيش خود بياورد كه با وضع آنها سازگارتر باشد ، و بلكه بتان آنان را به عنوان ايزدان يا آلههء فروتر به رسميت بشناسد . در جاى ديگر از قرآن كريم آمده است : « و بسا نزديك بود كه تو را از آنچه بر تو وحى كرديم غافل كنند تا چيزى غير از آن را بر ما بربندى ، و آن‌گاه تو را دوست گيرند . و اگر گامت را استوار نداشته بوديم ، چه بسا نزديك بود كه اندك گرايشى به آنان بيابى . در آن صورت دوچندان [ عذاب ] در زندگى دنيا و دوچندان پس از مرگ به تو مىچشانديم ،