وبكّيهم ولا تسمى جميعا * و ما لأبى حكيمة من نديد
الا قد ساد بعدهم رجال * ولو لا يوم بدر لم يسودوا
- ( سيرة النّبى ، ج 2 ، صص 92 - 291 ، ترجمهء سيرت رسول الله ، ج 2 ، صص 90 - 589 ، تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 43 - 1342 ) .
ص 142 ، س 12 :
در متن ما بر حسب نسخه ها ، ابو زراعه آمده است كه نادرست است و وى ابو وداعة بن ضبيرة السهمى است ، پسرش مطَّلب است كه به عبارت ترجمهء سيرت رسول الله ( ج 2 ، ص 590 ) :
« در ميان ايشان جوانى بود بازرگان و مالى بسيار داشت و مردى بزرگ بود . . . به پنهان قريش روى در مدينه نهاد و آن درم با خود ببرد . . . نام اين جوان مطَّلب بود و نام پدر وى ابو وداعه گفتندى . . . » ( نيز ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 1343 ) .
ص 142 ، س 15 :
در متن ما خلطى روى داده است . آنكه اسير بود « سهيل بن عمرو » بود ، نه پسر او ، و آنكه به نذر رسول خدا آمد و فدا آورد ، مكرز بن حفص بود .
مكرز بن حفص خود در زندان ماند و سهيل را فرستاد تا خود فداى خود را بفرستد . سهيل ابن عمرو ، لب شكافته بود ، و عمر رسول خدا را گفت : دو دندان پيشين او را بكش تا نتواند به ضد تو سخن بگويد . رسول خدا گفت او را مثله نمىكنم كه خدايم مثله خواهد كرد ، اگر چه رسول خدا باشم . . . چه بسا روزى او به جايگاهى سخن گويد كه ناخوشايند تو نباشد . ( تاريخ طبرى ، ج 3 ، صص 44 - 1343 ) .
خبر الكامل ابن اثير نيز گوياى اسير سهيل بن عمرو است به دست مالك بن دخشم ( ج 2 ، صص 36 - 131 ) .
ص 142 ، س 20 :
عبارت اساس ما بر حسب دو نسخهء اساس و فا چنين بوده است :
« يا عم ، . . . برادرزادگانت عقيل بن ابى طالب و نوفل بن حارث حليفة بن عتبه . . . » درست آن است كه عقيل و نوفل برادرزادگان عبّاس بن عبد المطَّلب بوده اند و عتبة بن عمرو حليف و هم پيمان او بوده است . مىتوان عبارت را چنين اصلاح كرد :
« برادرزادگانت عقيل بن ابى طالب و نوفل بن حارث ، و حليفت عتبة ، و ايشان هر سه درويشاند و خويشتن را باز نتوانند خريدن . . . » عبارت تاريخ طبرى چنين است :
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1475
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص١٤٧٥