تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1474

مساهمون:

ص١٤٧٤
« و كان فى الاسرى النضر بن الحارث و عقبة بن ابى معيط ، فامر علىّ بن ابى طالب بقتل النضر فقتله بالصفراء ، و امر عاصم بن ثابت بقتل عقبة بن ابى معيط . . . » ص 139 ، س 13 - 12 : در اين عبارت متن ما : « گروهى مفسّران گويند كه اين سخن : اللَّهم ان كان هذا هو الحقّ من عندك ، نصر بن علقمه گفته بود نه نضر حارث از قريش روز فتح مكّه يا حنين » ، خلطى شده است ظاهرا . نصر بن علقمه آيا با نضر بن حارث بن كلدة بن علقمة بن عبد مناف ابن عبد الدار ، يكى نيست ؟ ! ص 139 ، س 18 : نام ابو هند و فروة بن عمرو در نسخه هاى ما سخت مغشوش بود . از منابع ، صورت درست را بر گرفتم . نكته در مورد ابو هند ، آن است كه در ترجمهء سيرت رسول الله خبرى ديگر دربارهء وى آمده است ( ج 2 ، صص 84 - 583 ) : « پس چون مصطفى ، عليه السّلام ، به يك منزلى مدينه رسيد ، يكى بود از انصار و نام وى ابو هند بود و بنده زاده بود و وى را آزاد كرده بودند ، و حجّامى پيغمبر ، عليه السّلام كردى . چون بدانست كه پيغمبر عليه السّلام خواهد رسيدن ، يك خيك بزرگ چنگال بكرد و برگرفت و به پيش سيّد عليه السّلام ، باز رفت و آن چنگال پيش پيغمبر ، عليه السّلام بنهاد ، و سيّد عليه السّلام ، روى باز انصار كرد ، گفت : ابو هند يكى از شما است ، بايد كه با وى نكاح كنيد و وى را زن دهيد و از وى زن خواهيد . انصار بعد از آن وى را زن دادند و از وى خواستند و ننگ نداشتند . » خبر متن تاريخ طبرى ( ج 3 ، ص 1336 ) نيز همانند روايت سيرة النبى ( ج 2 ، ص 287 ) است . « خبيص » متن ما همان « چنگال » ترجمهء سيرة است كه به تازى « خبيس » گويند و به فارسى « آفروشه » . ص 141 ، س 17 : ماجراى اسود ، ابو حكيمه ، و گريستن و شعر سرودن او به تفصيلى در سيرة النبى و ترجمهء آن آمده است . و آن اشعار چنين است : أتبكى أن يضلّ لها بعير * ويمنعها من النّوم السّهود فلا تبكى على بكر و لكن * على بدر تقاصرت الجدود على بذر سراة بنى هصيص * ومخزوم ورهط ابى الوليد وبكى ان بكيت على عقيل * وبكّى حارثا اسد الاسود
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 1474 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي