درمى زيادت از آن دادى كه روزى وى بودى ، و هر شب اشترى بكشتى و مردمان را و ره گذريان را و درويشان را دادى . عثمان آن درمى را دو درم كرد ، و آن يك شتر را دو كرد .
چون ماه ذو الحجّه بود سال بيست و چهار عثمان عبد الرّحمن بن عوف را بفرستاد تا حج كرد . و خبر آمدش كه مردمان اسكندريه عهد بشكستند و مرتد شدند . عثمان عمرو بن العاص را بفرستاد به اسكندريه . و او به روزگار عمر مصر و اسكندريه گشاده بود . عثمان او را باز آنجا فرستاد . چون عمرو آنجا شد ، اهل مصر و اسكندريه باز طاعت آمدند . و عبد الله بن سعد بن ابى سرح را با سپاه به مغرب فرستاد ، و به سال بيست و پنج ، خبر آمدش كه اهل آذربايگان عهد بشكستند و زكات و صدقه كه از عمر پذيرفته بودند باز گرفتند . و عثمان وليد بن عقبه را نامه كرد تا با سپاه از كوفه آنجا شد . و عمر رضى الله عنه شش هزار مرد به آذربايگان شحنه نشانده بود ، و به كوفه و سواد و عراق چهار هزار مرد شحنه بود . وليد با سپاه بسيار به آذربايگان شد و بسيار كشتن و غارت كرد تا باز صلح كردند بر آنكه هر سالى هشتصد هزار درم بدهند . و وليد آذربايگان بگشاد و آنجا بنشست . و سليمان بن ربيعه را با دوازده هزار مرد به ارمينيه فرستاد . و حرب كردند و چندان غنيمت يافتند كه وليد با همه سپاه متحيّر بماندند . وليد آن قسمت كرد و با سپاه به كوفه باز شد .
و هم اندر اين سال چون خبر مرگ عمر رضى الله عنه به روم رسيد ، ملك الروم سپاهى بيرون فرستاد مقدار بيست هزار با مردى ، نامش مرزبان ، و معاويه به عثمان نامه كرد و مدد خواست . عثمان وليد را نامه كرد تا سليمان بن ربيعة الباهلى را با هشت هزار مرد به مدد معاويه فرستاد . و معاويه ده هزار مرد ديگر بيرون كرد با حبيب بن مسلمة الفهرى . و هر دو سپاه برفتند و روميان را هزيمت كردند و از پس ايشان به روم اندر شدند و شهرهاى بسيار بگشادند و غنيمت بسيار يافتند .
و بدين سال بيست و پنج عثمان به حج شد و مزگت مكه تنگ بود و عمر لختى
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 577
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٧٧