تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
عزّ و جلّ صاعقه اى فرستاد از آسمان تا او را بسوخت و هلاك شد . چون پيغمبر عليه السّلام بمرد اين حىّ هنوز مسلمان نشده بودند . و اين اربد بن قيس را برادرى بود نام او لبيد و شاعر بود ، و نه از مادر اربد بود و ليكن هم از بنى عامر بود . پس گروهى از وفد طى بيامدند نه از گروه عدىّ بن حاتم ، و ليكن از گروهى ديگر بودند و مهترشان زيد بن المهلهل بود ، و عرب او را زيد الخيل خواندندى از سوارى كه بود ، و به مهترى و سخاوت چون حاتم بود ، و پيغمبر عليه السّلام صفت او شنيده بود . چون پيغمبر او را بديد همچنان يافتش از عقل و فضل كه صفت كرده بودندش . پس پيغمبر او را گفت : از هيچكس مرا صفت نكردند كه چون من ايشان را بديدم نه از آن كمتر يافتم از آنكه گفته بودند مگر ترا . و او را زيد الخير نام كرد . و بدان حىّ طى كه زيد از آنجا آمده بود دهها بود از آن پيغمبر عليه السّلام . پس چون زيد مسلمان شد ، آن دهها از پيغمبر بخواست ، آن همه او را بخشيد و او را بر آن نامه نبشت ، و زيد برفت . و جاى او به جدّه بود . چون آنجا رسيد بمرد ، و زنش آن جايها همه بسوخت . پس چون پيغمبر دانست كه همه عرب مسلمان شدند به هر حىاى ، عمّال صدقات فرستاد تا از ايشان صدقات بستانند و سوى پيغمبر فرستند . و علاء بن الحضرمى به بحرين بود ، و على بن ابى طالب را به نجران فرستاد ، و اين همه از حدود يمن است ، زيرا آنجا كه معاذ را فرستاده بود از يمن دور بود از اين جايها . [ و مهاجرين اميّه را به صنعا فرستاد و زياد بن لبيد را به حضرموت فرستاد ] و مالك بن نويره را به صدقات به بنى حنظله فرستاد ، و صدقات بنى حنيف و بنى تميم دو تن را ، لختى زبرقان بن بدر را و لختى قيس بن عاصم را ، كه بنى تميم بسيار بودند و پراگنده . و هر كجا يكى حى بود از عرب عامل فرستاد ، [ و اين عمّال صدقات همى فرستادند و همى نهادند . ] و همه عرب از حجاز تا يمن همه مسلمان شدند . و اين همه به سال دهم بود از هجرت . و چون سال به آخر آمد و ذو القعده ببود ، پيغمبر عليه السّلام برفت و به مكّه شد و حجّ كرد و مردمان را بدرود كرد ، و اين را حجّة الوداع خوانند .