تخطي إلى المحتوى الرئيسي

من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بيست حجّ ، و در هر حجّ به سرزمين « مأزمين » ميگذشت و پس در آنجا فرود مىآمد و ادرار ميكرد . گفتم اى پسر رسول خدا ، چرا در آنجا فرود مىآمد ، و ادرار ميكرد ؟ گفت : زيرا آنجا محلَّى بود كه بتها در آن محلّ مورد عبادت واقع شدند ، و آن سنگ كه هبل را از آن تراشيده‌اند از آنجا گرفته شده است ، همان هبل كه على عليه السّلام بهنگام برآمدن بر دوش رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن را از بام كعبه به زير افكند . و پيمبر صلَّى الله عليه و آله فرمان داد تا آن را در محل « باب بنى شيبه » دفن كردند . و از اين رو داخل شدن به مسجد از باب مذكور سنّت گشت . سليمان گفت : گفتم : پس چگونه است كه گفتن تكبير در آن مكان فشار جمعيت را فرو ميكاهد ؟ گفت : اين بدان جهت است كه معنى تكبير گفتن بنده اينست كه خدا بزرگتر از آنست كه مانند بتهاى تراشيده و معبودات پرستششدهء ديگر باشد . و ابليس در جمع شياطين خود راه در آنجا بر حاجّ تنگ ميسازد . پس چون تكبير را بشنود بهمراه شياطين خود پرواز مىكند ، و فرشتگان ايشان را تعقيب مىكنند ، تا در لجّهء خضراء مىافكنند ( اين كلام دليل گفتن تكبير بهنگام ازدحام است ) . گفتم : و چگونه است كه براى صروره ( كسى كه سفر اوّل حج اوست ) مستحبّ است كه به كعبه داخل شود ، ولى براى كسى كه به حجّ رفته باشد استحباب