ناجية بن جندب خزاعى اسلمى بوده و كسى كه در حديبيه سر او را تراشيد ، خراش بن اميّهء خزاعى بود ، و كسى كه در حجّ او سرش را تراشيد معمر بن عبد الله بن حارث بن نصر بن عوف بن عويج بن عدى بن كعب بود ، پس در همان حال كه او سرگرم تراشيدن سر آن حضرت بود ، او را گفتند : اكنون گوش او در دست تو است ( بر او مسلَّطى ) . معمر گفت : به خدا قسم كه من اين كار را تفضّلى عظيم از جانب خدا بر خويشتن ميشمارم . و معمر بن عبد الله موى او را شانه ميزد و تنظيم و تنظيف او را به عهده داشت ، و آن دو جامه كه پيمبر صلَّى الله عليه و آله در آن دو محرم شده بود ، قماشى يمانى يكى از عبر و ديگرى از ظفار بود ، و او بروز عرفه در همان وقت كه خورشيد متمايل گشت ( بزوال رسيد ) تلبيه را قطع كرد .
2294 - و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در دو جامهء تهيه شده از پنبه احرام بست .
شرح : « در كافى جملهء * ( « و في يدك الموسى » ) * يعنى و حال آنكه تيغ استره در دست تو است - اضافه شده ، و فيض - رحمه الله - گفته است : گوئى كه قريش با اين سخنى كه گفتند ، بطور كنايه اشاره به قتل رسول خدا صلَّى الله عليه و آله داشتند ، و آرزو مىكردند اى كاش كه بجاى او ميبودند ، تا او را بكشند ، و عرب سر نمىتراشيدند تا بدست خود كسى را بر خود مسلَّط نكنند . در بعضى از نسخه هاى كافى به جاى « اذن » ، « أذى » بمعنى آزار آمده است - و در اين صورت معنى چنين مىشود كه : آن چيز كه موجب آزار مىشود - از موى سر و غبار آلودگى و ژوليدگى
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 88
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٨٨